X
تبلیغات
شهرهای ایران وتاریخ ایران


شهرهای ایران وتاریخ ایران


شهرستان های ایران و تاریخ ایران


نویسنده : میثم،صفورا ; ساعت 0:17 روز پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389

شهر گتوند در شمال استان خوزستان بین 31 درجه و56 دقیقه تا 32 درجه و26 دقیقه عرض شمالی(از خط استوا) وبین48 درجه و37 دقیقه تا49 درجه و4 دقیقه طولی شرقی(ازنصف النهار گرینویچ) واقع شده است. این شهر از شمال به بخش سردشت دزفول ودنباله رشته کوههای زاگرس، از مغرب به بخش مرکزی دزفول، از جنوب به شهرستان شوشتر وسرزمین جلگه ای شعیبیه ودیمچه واز مشرق به شهرستان مسجدسلیمان وشهر لالی محدود می باشد. مساحت آن 2675 کیلومتر مربع می باشد.

شکل گیری ساخت زمین در منطقه گتوند وشوشتر را می توان از دوران اول زمین شناسی مورد بررسی قرار داد. شمال شهر بیشتر کوهستان است شامل ارتفاعات پیراحمد،دوگوشه،چرخینه ها،تولیخانه،کش گله کوه وغیره، بلند ترین نقطه این ارتفاعات مربوط به کوه چرخینه ها است که ارتباع آن از سطح دریا599متر است.

قسمت مرکزی وجنوبی شهر به صورت جلگه ای وهموار است که حاصل رسوبات مربوط به دوران دوم زمین شناسی می باشد. پوشش گیاهی منطقه بیشتر از انواع خارشتر،کهورک،خارسوزن،گل گاوزبان ودرختانی مانند سپیدار،لیمو،پرتقال،کنار وگز می باشد.

دو رودخانه در این منطقهجریان دارد یکی رودخانه بزرگ کارون که از کوه های بختیاری سرچشمه گرفته ودر ابتدای ورود به جلگه خوزستان به شمال گتوند می رسد که توسط سد تنظیمی مهار شده وزمین های بخش مرکزی وبخش عقیلی را آبیاری نموده وکانال عظیم منشعب از آن جهت تامین آب مصرفی شرکت کشت وصنعت کارون وصنایع جانبی آن نیز به سمت دیمچه روان است.

آثار وبناهای تاریخی گتوند

1.   تپه چغا : اگر از سمت شوشتر به گتوند حرکت کنیم، در ابتدای ورود به گتوند در کنار جاده آسفالته ودرست چسبیده به رودخانه کارون تپه باستانی چغا قرار دارد که قطعاً از معابد ایلامی است وبه دستور اونتاش گال ساخته شده است، این تپه جزو آثار باستانی ثبت شده سازمان میراث فرهنگی است اما تاکنون بصورت رسمی وکامل حفاری نشده است.

2.   گچ سنگی:نرسیده به تپه چغا در سمت مقابل آثاری سنگی در کناره دره بهار آب واقع است که در زبان مردم محل به گچ سنگی معروف است، دو دیوار بزرگ قطور در دو طرف دره واقع است که پیداست هم محل نگهداری آب وهم واسطه انتقال آب از زیر دره بهار آب بوده است.

 این دیوارها از قلوه سنگ وملاط قدیمی گچ وساورج ساخته شده است، در جوار این دیوارها تپه نسبتاً بزرگی قرار دارد که پر از  سفالهای شکسته رنگی ومنقوش از سبک سفالهای ایلامی وهم اسلامی است، یک کاسه سفالی نه چندان ظریف درآنجا پیدا شده است که اگر نگوییم مربوط به دوران پیش از تاریخ است باید بگوییم مربوط به دوران ابتدایی ساخت سفال است.

3.   آسیابها: حدود چهار یا پنج کیلومتر شمال گتوند ونزدیک کوه قلعه رستم آسیابهایی واقع بوده که تا سال های اخیر هم مورد استفاده مردم محل قرار گرفته است، در بازدیدی که در فروردین سال 1382 از آنجا داشته ام ساختمان آسیاب ها تقریباً 70% ویران شده است، بین سال های 49 و50 هـ.ش که آقای احمد اقتداری از آنجا بازدید کرده است وضع ساختمان آسیاب بهتر بوده است.آسیاب ها در کنار یک دره ای که آب شور از طرف کوه به سمت رودخانه کارون جاری است واقع شده اند، این آسیاب ها دو باب بوده اند یکی بنام آسیو راک ودیگری آسیو گلوگرد، از میان دره ودر کمرکش کوه آثار جوی آبی وجود دارد که احتمالاً از طریق آن آب شور جاری به آسیابها می رسیده وآنها را می چرخانده است، هنوز آثار دهانه چاه آسیاب راک وجود دارد وقابل مشاهده است. آسیاب گلوگرد به کلی ویران شده است، این تأسیسات قطعاً آسیاب بوده است وگفتن این موضوع که این آثار بازمانده تأسیسات حفاظت بند وسد ویا محل اقامت کسانی بوده که در قلعه رستم اقامت داشته اند به نظر بی اساس می آید.

4.   قلعه رستم : در نزدیکی این آسیاب ها به طرف غرب،کوه قلعه رستم واقع است در ارتفاع حدود25 متری، در دو طرف قلعه رستم یعنی سمت شرق وغرب آن آثار دو ایوان که از سنگ تراشیده شده وسپس به وسیله ملاط ساروج پلاستر شده است کاملاً نمایان است، در فرهنگ عوام مردم این ایوان ها آخور رخش بوده است، در بالای قلعه آثار برج دیده بانی کاملاً مشهود است، بنا به گفته یکی از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی این قلعه دارای چهار درب ورودی بوده که از چهار جانب بوسیله راه پله بدرون قلعه می رفته است،پیداست که این قلعه بر روی تپه ای طبیعی بنا شده است.

5.   سنگ اژدها(برد اژدها): در کنار راهی که از گتوند به سمت قلعه رستم می رفت و در آغاز ورود به تنگه در کنار گلوگردها قطعه سنگی به بلندی3 الی 4 متر قرار داشت که بین کوه وگلوگردها واقع بود وراه از وسط آنجا عبور می کرد این قطعه سنگ را به دلیل شکل اژدها مانندش " برداژدها" می نامیدند، بر روی سینه این سنگ یک کتیبه بخط فارسی وجود داشت که بعضی کلمات ونام های کنده شده بر آن قابل خواندن بود وبر روی آن کلمات " سالار ارفع، حاج ایلخانی، غلامحسین خان، شهاب السلطنه" خوانده می شد، بالای سر نوشته ها نقش یک شمشیر بر روی سنگ کنده شده بود.

در زمان احداث سد تنظیمی گتوند، این اثر باستانی نیز مانند گلوگردها نابود گردید.

6.   کوه طبل خانه : روبروی قلعه رستم بطرف غرب وشمال غربی کوهی قرار دارد که روی آن بسیار مسطح وعریض است این کوه در زبان محلی بنام " تولیخانه" (Tolokhuna) معروف است و می گفتند در زمان های قدیم در موقع جنگ و درگیری بر بالای این کوه طبل می نواختند تا لشکریان را از وجود دشمن آگاه کنند، همچنین از آن بنام میدان " گوبازی" (gu) به معنای چوگان بازی نیز یاد شده است.

جای جای گتوند نشان دهنده کهنگی تمدن و وجود مردمی با پیشینه تاریخی بسیارطولانی است، از نام گتوند گرفته تا آثار بر جای مانده از دوران باستان وهمچنین نام روستاهای اطراف آن که من در این جا به این مورد اشاره هایی خواهم داشت.

روستاهای حومه گتوند

جلکان : در 5 کیلومتری جنوب گتوند، در کنار رود کارون روستایی قرار دارد که مشهور به جلکان یا جلکون ودر نظام اداری جنت مکان است. این روستا که در صد سال اخیر یکی از مکان های ثابت خوانین بختیاری موسوم به اسدی بوده است، گویا قدمتی بیش از این ها دارد. به روایت تاریخ جغرافیایی خوزستان: "دریک فرسنگ جنوب گتوند قریه جلکان(جالکان) در ساحل کارون واقع است. جلکان سابقاً جای طایفه ای از لکان لرستان بوده وفعلاً مسکن خوانین بهداروند است و قبرستانی قدیمی در آن جاست که لران آن را گورلکان می نامند.

عقیلی :ازگتوند به سمت شرق از رود کارون که عبور می کنیم به منطقه بسیار حاصلخیز عقیلی می رسیم که این منطقه هم از زیر مجموعه های گتوند محسوب می شود. قطعه زمینی است که به شکل قطاع دایره غیر منظمی در شمال شرقی شهر شوشتر که کوه فدلک، کوه گچ ورود کارون آن را محدود کرده است، وجه تسمیه آن بدین جهت است که در قرون وسطی عشیره ای از بنی عقیل در آن سکنی داشته اند.

نیمی از زمین های عقیلی به وسیله نهر صدر آباد منسوب به میر سیداسداله صدر معاصر شاه تهماسب صفوی فاریاب می باشد... مالکیت عقیلی تا اواسط قرن دهم از آن سادات تلغر بوده است وسپس به سادات مرعشی شوشتر منتقل گردیده وزیاده از سی سال است که بدست سردار محتشم بختیاری افتاده است.

قصبه دلگشا یکی دیگر از آثار بلوک عقیلی است گویا در این قصبه حمام بزرگ ومسجد عالی وباغ های فراوان بوده است ومرقد بشران (بنام بشر حافی) در آنجاست، دارای حوض بزرگ ونارجستان بوده است. لین قصبه اکنون آثار خاصی ندارد ودر کنار روستای چم عربان در عقیلی واقع است.

صنایع دستی

صنایع دستی روستایی :


وفاداری روستاییان به سنت ها از عوامل مهم تولید محصولاتی است که با همت آنان با مواد اولیه موجود تولید می شود این محصولات علاوه بر رفع مایحتاج شخصی تولید کنندگان به بازار عرضه می شود که می تواند ممر در آمدی در کنار کار اصلی آنها محسوب شود.

روستاییان استان خوزستان محصولاتی گوناگون که حاصل دسترنج آنها است تولید می کنند که عمده ترین آنها شامل : حصیر ، گلیم ، قالی ، پارچه عبایی و ... است .

صنایع دستی شهری :

اگر چه صنایع دستی شهری امروزه رونق گذشته را ندارند معهذا هنوز صنعتگرانی هستند که به امر تولید ابزار و لوازم دست ساز اشتغال دارند. اموری همچون : بافت انواع پارچه، گلیم، قالی، تهیه گیوه، خراطی، میناکاری و ساخت وسایل فلزی و قلمزنی از جمله این صنایع است .

مجموعه صنایع دستی عشایری ، روستایی و شهری استان خوزستان بر حسب نوع مواد اولیه که در تولید به کار می رود به چند گروه تقسیم می شود:
- بافته هایی که برای تولید آنها از دار استفاده می شود، شامل قالی و گلیم. این بافته ها که به بافته های داری موسوم هستند در شهر های مسجد سلیمان، هفتگل، دزفول و مناطق روستایی وعشایری تولید می شوند.

-    بافندگی شامل: احرامی، عبا، سیاه چادر، چوقا، پشتی، خورجین ( هورژین ) که در مناطق عشایری، روستایی و شهری مانند: شوشتر ، دزفول ، بهبهان ، سوسنگرد ، 0و ... انجام می گیرد.

محصولات پوستی که عشایر و روستائیان مناطق مختلف استان خوزستان تولید کننده آن هستند: - نمد مالی که در میان روستائیان و به مقداری اندک در میان عشایر تولید می شود. در شهرهای بهبهان و دزفول نیز تولید می شود.
- صنایع دستی حصیری و چوبی شامل: حصیر بافی، سبد بافی و همچنین خراطی در دزفول، آبادان و ...

- فلزکاری و میناسازی شامل: قلمزنی فلزات، قفل سازی و زیور آلات در شهر های اهواز، سوسنگرد و هویزه .

گلیم پارچه ای :


زنان عشایر بختیاری و روستائیان مناطق بختیاری نشین خوزستان در نواحی هفتگل و مسجد سلیمان با استفاده از لباسهای مندرس خود گلیم های را ه راه و محکمی می بافند که برای فرش کردن کف اتاق یا سیاه چادر از آنها استفاده می کنند : ابتدا پیراهن و دامن های پرچین از کار افتاده را بصورت نوارهای رشته رشته و باریک به پهنای یک انگشت پاره می کنند و این رشته ها را بوسیله پره می تابانند. سپس ریسمانهای بوجود آمده را بصورت گلیم می بافند.

محصول بدست آمده در صورت انتخاب رنگهای مناسب در کنا ر یکدیگر زیبا، محکم و مقرون به صرفه است .

صنایع دستی چوبی:


در خوزستان از چوب و سایر فرآورده های گیاهی برای تولید انواعی از صنایع دستی استفاده می شود که مهمترین آنها به این شرح است .


خراطی :


خراطی چوب از هنرها و صنایعی است که بیشتر در دو شهر دزفول و بهبهان رواج دارد.

ابزار کارخراطان بسیار ساده است، شامل اره، انواع مته، شفره، دستگاه یا چرخ خراطی و ... برای تهیه چوب نیز از درختهای توسکا و سپیدار استفاده می شود. در دزفول محصولاتی مانند پایه میز و صندلی و مبل، چوب لباسی، بدنه قلیان، زیر قلیان، میل زورخانه، پایه آباژر، گلدان، نمکدان و... ساخته می شود. در بهبهان نیز کارگاههای خراطی وجود دارد که محصولات آنها گهواره پایه مبل است که از چوب سپیدار تراشیده می شود.


حصیر بافی:


در استان خوزستان در بیشتر مناطق روستایی و عشایری به واسطه وجود درختان خرما حصیربافی وجود دارد. از نی های باتلاقی نیز برای بافتن حصیر استفاده می کنند. این نوع حصیر در شهر ها برای آویختن در جلوی پنجره مورد استفاده قرار می گیرد. عشایر نیز برای حصار پشت چادرهایشان و همچنین ساختن لانه مرغ و خروس، بره، بزغاله و ... از آن استفاده می کنند.

 بوریا (حصیر زیر انداز :

بوریا یا حصیر زیر انداز از محصولات استان خوزستان با الیاف برگ درختان خرما بافته می شوداین حصیر از نی مردابی که در این منطقه به وفور یافت می شود نیز تولید می گردد. این نوع حصیر برای زیر انداز و همچنین پوشش سقف منازل کاربرد دارد. آن را روی تیرهای سقف ساختمان قرار داده و رویش را با مصالح ساختمانی می پوشانند. بوریابافی کاری است که فقط توسط مردان انجام می شود.

تأثیر فرهنگ واقلیم آثار

زندگینامه شاعر بزرگ معاصر گتوند

قیصر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در گتوند شوشتر در شمال استان خوزستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در گتوند ادامه داد و در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد.

قیصر امین‌پور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر اما در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۷۶ از پایان‌نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایان‌نامه در سال ۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

او در سال ۱۳۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکل‌گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تا سال ۶۶ تأثیر گزار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعر ِ هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر می‌گرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.

دکتر قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد.

آثار

از وی در زمینه‌هایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شده‌است که به آنها اشاره می‌کنیم:

  • طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)،
  • منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)،
  • مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)،
  • بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰)
  • به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵).
  • مجموعه شعر آینه‌های ناگهان (۱۳۷۲)،
  • گزینه اشعار (۱۳۷۸، مروارید)
  • مجموعه شعر گل‌ها همـه آفتابگردان‌اند (۱۳۸۰، مروارید)،
  • دستور زبان عشق (۱۳۸۶، مروارید) اشاره کرد.

«دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر قیصر امین پور بود که تابستان ۱۳۸۶ در تهران منتشر شد و بر اساس گزارش‌ها، در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید.

وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماری‌های مختلف رنج می‌برد و حتی دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند کلیه را پشت سر گذاشته بود و در نهایت حدود ساعت ۳ بامداد سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و در کنار مزار شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد.

پس از مرگ وی میدان شهرداری منطقه 2 واقع در سعادت آباد به نام قیصر امین پور نامگذاری شد. تاریخ اردی بهشت 1387

مختصری در باب ساختمان پیر بشران

ساختمان مزبور تقریباً متروکه وقبرستانی با بافت قدیمی در کنار آن وجود داشت، این محل در زمانی به قصبه دلگشا معروف بود ودارای امکانات رفاهی کاملی بوده است اکنون محدود است به چند درخت کنار، زمین های اطراف که هنوز در زبان مردم به باغ بشران معروف هستند. زیر کشت محصولات کشاورزی است واثری از آثار باغ نارنج وحوض بزرگ وغیره که صاحب تذکره شوشتر از آنها نام برده نمی باشد.

ساختمان مربوط است به شخصی به نام بشر که در ابتدای زندگی انسان خوشگذرانی بوده ولی طی حادثه ای اتفاقی، ناگهان بخود آمد وتبدیل به عارفی نامدار شد که پس از مهاجرت از اینجا به بغداد، بحدی صاحب شهرت عرفانی گردید که مردم محله ای که وی در آنجا ساکن بود هر روز خیابان های مسیر تردد وی را با آب می شستند که بشر با پای برهنه بتواند براحتی از آنجا عبور کند. وی ادامه دادکه این ساختمان در واقع منزل شخصی بشر بوده است ومقبره درون آن  نمادین است. قطعه زمینی هم که در اینجا مشاهده می شود وزیر کشت محصولات کشاورزی است در اصل متعلق به این بقعه است ولی در زمان تسلط خوانین بختیاری توسط آنان تصرف شد واکنون نیز در دست مردم منطقه است".

بونصر بشر بن حارث بن عبدالرحمن بن عطاء بن هلال بن ماهان بن عبدالله(معروف به عبدالله بعبور که توسط امام علی (ع) مسلمان شد) المروزی معروف به حافی یکی از مردان طریقت واز بزرگان نیک اندیش واز زاهدان پرهیزگار که اصل وی از روستایی از روستاهای مرو بنام مابرسام، وساکن بغداد، علت توبه او آن بود که در راه خود به برگ کاغذی برخورد کرد که روی آن نام خداوند تعالی نوشته شده بود وزیر پا له شده بود آن را برداشت وبا پولی که داشت ماده خوشبویی تهیه کرد وآن کاغذ را خوشبو کرد ودر شکاف دیوار قرار داد. پس در خواب کسی به او گفت: ای بشر نام مرا خوشبو وپاک کردی در دنیا و آخرت نامت را پاک گردانیدم، پس از بیداری متنبه شد وتوبه کرد. وحکایت می کنند که بشر به درب خانه معافی بن عمران آمد وحلقه در را زد، کسی از درون پرسید کیستی؟ گفت بشر حافی، پس دختری از درون خانه گفت: اگر کفشی با دو پول سیاه (پول کم ارزش) هم بخری، نام حافی از تو برداشته خواهد شد.

 و او به حافی ملقب بود زیرا روزی به کفاشی مراجعه کرد و تقاضای بندی برای بستن دمپایی(کفش بندی) خود که بندش بریده بود نمود، کفاش به او گفت:  چقدر شما نسبت به مردم فخر می فروشید(بشر) کفش بندی خود را که در دستش بود به زمین انداخت ودیگری را نیز از پایش درآورد وقسم خورد که از این به بعد کفش نپوشد.

مجالس المومنین در باب توبه کردن بشر بنقل از کتاب بنهاج الکرامه چنین می نویسد: "امام موسی(ع) از پیش خانه بشر می گذشت آواز غنا وسازی شنید و کنیزکی بر در خانه دید، پس سوال نمود ای کنیزک صاحب تو آزاد است یا بنده؟ کنیز گفت آزاد است امام فرمود که راست گفتی اگر او بندگی می کرد از خدای تعالی اندیشه می نمود، پس آن کنیزک به اندرون رفت و ماجرا را به بشر تقریر نمود وبشر از آن کلام هدایت انجام متنبه شده پای برهنه از خانه بیرون آمد در عقب امام بدوید وبه او رسیده خود را در قدم او انداخت وبر دست همایون او رایت توبه وانابه برافراخت وهمیشه پای برهنه می بود تا به عالم بقا رحلت فرمود بنابراین ملقب به حافی بود.

بقاع ومزارات گتوند

1.   شیخ سلیمان : در پایین کوه قلعه رستم به سمت غرب ودر کنار تنگه کول چیی، بقعه کوچکی بود به ابعاد10*9 متر که در آن اطاقی با طاق ضربی قلوه سنگی گچ اندودساخته شده وقبری گچین در وسط آن قرار دارد،شرف الدین شوشتری آن را شیخ سلیمان نامیده است، در زبان مردم هم شیخ سلیمان وهم شاه سلیمان رایج است، طایفه ای در گتوند هستند که متولی این بقعه هستند وآن را از خودشان می دانند،قبرستانی قدیمی در کنار این بقعه وجود دارد،همچنین چشمه آب ودرختان فراوان کنار وغار گاوبر به این منطقه اهمیتی داده است که قابل تأمل است.

2.   شامرد(شابوالحسن): در روستای جلکون بقعه ای موجود است مشهور به شامرد(شابوالحسن) ومن خانواده ای را در جلکون دیده بودم که متولی این بقعه بودند، این همان است که آقای اقتداری آن را دیده واز وجود دو سنگ قبر در آنجا خبرمی دهد کهبه نظر می رسدمربوط به قرن پنجم تا نهم هجری باشند واین محل همانجاست که مجسمه سنگی زیگورات در آن قرار داشت، در زمان های گذشته مردم معتقد بودند اگر در پاییز وآغاز فصل کشت گندم باران به موقع نبارد یکی از راههای نجات، توسل به این بقعه است، در آنجا بیرقی(علمی) وجود دارد که بعد از اجرای مراسمی خاص آن را به سمت رودخانه می بردند، اگر پاسخ مثبت بود،خود علم آن فرد را به سمت رودخانه می کشاند واین اعتقاد هنوز در بین برخی مردم وجود دارد.

3.   پیراحمد : به فاصله حدود6 کیلومتری شمال غربی گتوند درست در ابتدای ورود به کوهستان ودر کنار جاده شوسه گتوند به منطقه تفریحی پل پرزین وکیارس، بقعه ای است موسوم به پیراحمد،در کنار بقعه وپس از عبور از یک دره نه چندان عمیق چشمه آب گوارایی جریان  دارد ومکان تفریحی مناسبی است، در اطراف این بقعه قبرستانی وجود دارد که بنده از نزدیک آنجا را دیده ام وصبحت های آقای اقتداری را که می گوید سنگ قبری را دیده است که تاریخش 1244هـ.ق است تایید می نماییم. در اینجا باید اشاره کرد که صاحب تاریخ مغول از شخصی به نام پیر احمد لر نام می برد که چهاردهمین اتابک از سلسله ی اتابکان لر بزرگ پسر پشنگ لر بوده است واز سال 792 تا 798 هجری قمری امارت داشته است.

4.   محمدبن زید(موم زرد): شایدمشهورترین بقاع منطقه گتوند بقعه امامزاده محمدبن زید دارد، در کنار این بقعه چشمه آبی وجود دارد که آب بقعه را تامین می کند.

به فاصله حدود 6کیلومتر از آبادی ترکالکی بقعه محمدبن زید در آغاز دره ای ودر کنار کوهی وچشمه آبی واقع است..... آبادی ترکالکی اولین آبادی بخش عقیلی است که بلافاصله پس از عبور از پل متحرک رود کارون(جسر) در کنار قصبه گتوند به اراضی آن می رسیم. این آبادی را با ضم حرف اول می خوانند وشاید ترکیبی از دو کلمه ترک ولک باشد،گنبد بقعه سفیدرنگ وگچ اندود وخود گنبد مضرس است وسقف آجری مدور سفید کاری از داخل بقعه دارد با ابعاد30*16 متر وغرفه هایی که به سبک طاق های پیش وپس ساخته شده و ایوانی با سه دهانه که در انتهای یک دهانه غرفه ورودی بقعه ساخته شده است. به فاصله 20 متر در مدخل تنگه ودر سایه درختان کنار یک عمارت سنگی ساخته شده است.... ومحل یک حوضچه که آب را از چشمه می گرفته وبه نزدیک بقعه می رسانیده است وعمارتی نسبتاً کهنه است. بر سر در بقعه روبه جنوب یک کتیبه که آن را با رنگ های سرخ وبنفش تزئیدن نموده اند نصب است وآیات شریفه "انا فتحنا لک فتحاً مبینا" و " نصر من الله وفتح قریب" در دو طرف آن به طور برجسته نقش شده است.

در رابطه با انتساب بقعه محمد بن زید به داعی علوی محمدبن زید باید یادآوری کرد که سرگذشت وی در کتاب تاریخ رویان آمده ومحل دفنش را گرگان نوشته است که مشهور است به گور داعی.اما در  ارتباط با این بقعه باید گفت تا جایی که از کهن سالان شنیده ام، وی از علویان بوده که گویا در زمان خلافت اموی یا عباسی از ظلم وجور فرار کرده ودشمنان او را تعقیب می کنند وی به تنگه فعلی کوه که چشمه از آن بیرون می آید پناه برده ومخفی می شود، عده ای از مردم ساکن یکی از روستای عقیلی که گویا طایفه ای خاص بوده اند او را به دشمن نشان می دهند وآنان نیز در همان جا ایشان را سر می برند وبشهادت می رسانند ودر محل کنونی دفن می شود. این بقعه در اذهان مردم بنام محمد بن زیدبن علی بن الحسین(ع) شناخته شده است واکنون به یک مکان زیارتی وسیاحتی پر اهمیت تبدیل شده که در طی سال زائرین فراوانی از سراسر کشور بدانجا     می آیند.

شغل وپیشه مردم

از زمانی که به یاد دارم ویا از بزرگترها شنیده ام ویا در کتب تاریخی وجغرافیایی آمده است، فنون وصنعت در گتوند نبوده است گویا در بین مردم چندان پسندیده هم نبوده، به طوری که وقتی می خواستند از این شغل ها یاد کنند به صورت تحقیرآمیز یاد می شد، همچنین مغازه داری ویا به قول قدیمی ها بقالی ویا کارگری در شرکت ها برای اشخاص عیب بود، پسندیده ترین شغل ها در نزداین مردم تجارت وکشاورزی بود. بیشترین کاری که مردان گتوندی انجام می دادند خرید وفروش جنس آن هم به صورت دوره گردی در بین ایلات وعشایر بختیاری بود، به نظر می رسد اسکان طوایف بختیاری موجود در گتوند واین نوع اشتغال با هم رابطه تنگاتنگ داشته باشند، در تابستان که عشایر بختیاری به ییلاق می رفتند، گتوندی ها دسته دسته به صورت قافله های چند نفری عازم سردسیر می شدند واجناس مورد نیاز عشایر را برای آنها می بردند. بیشترین کالاهایی که به عشایر فروخته می شد چای بود وچای فروشان گتوند در بین عشایر معروف بودند، در ازای فروش چای عشایر نیز گوسفند،عسل،روغن حیوانی وسایر اجناسی که در اختیار داشتندبه آنها می دادند که آن هم به نوبه خود در شهر به پول تبدیل می شد. در زمستان ها نیز گوسفندی ها در میان خانواده های عشایری می گشتند وبه خرید وفروش کالا مشغول بودند که این خود یکی از شغل های محترمانه رایج در بین مردم بود.

ملکداری وکاشت وبرداشت زمین دیگر شغل رایج در این منطقه بود. زمین های کشاورزی به صورت محله ای تقسیم شده بود وبین خانواده های هر محل تقسیم قطعی وجود نداشت بلکه سالیانه تقسیم می کردند وهر کس سهمی را کاشت وبرداشت می نمود. اجاره دادن زمین بر مبنای عشور(عشر=یک دهم)بود.

گروه هایی هم بودند که چای قاچاق ویا پارچه مخمل قاچاق را که از شهر عماره عراق توسط اعراب مرزنشین وارد می شد به گتوندمی آوردند وشبانه این ها را از آب به وسیله کلک عبور می دادند وبه سمت عقیلی وسپس لالی وعنبر جهت فروش می بردند که این هم به نوبه خود باعث زحمت ومشقت بسیار می شد.

رفاه اجتماعی در گتوند

تاجایی که سراغ کرده ام در گتوند قدیم هیچ گونه رفاه اجتماعی وجود نداشت،زیرا پس ازویرانی گتوند باستانی که آثار آن در کنار رودخانه واطراف گتوند پیداست واسکان طوایف بختیاری در این منطقه،گتوند به صورت دهستانی درآمدکه فاقدهر گونه امکاناتی بود. مردها با زحمت فراوان قوت لایموت را از دل کوه وبیابان به قیمت فرسایش جسمی وروحی خود تهیه می کردندوزنان هم پا به پای مردان خود وظایف خانه داری را که شامل بچه داری، تهیه غذا،آوردن آب از رودخانه، آوردن هیزم از صحرا جهت سوخت زمستانی، تهیه کاه وعلوفه برای حیوانات خانه،خوشه چینی در هنگام درو ونظافت منزل را انجام می دادند. بنابراین وقتی برای رفاه واستراحت واستفاده از دسترنج خود نداشتند. این دهستان نه خیابان سنگفرش داشت ونه روشنایی جهت شب، نه آب لوله کشی وجود داشت ونه درشکه ای برای جابجایی مردم، نه نانوایی وجود داشت تا نان مردم تأمین شود ونه مشاغل خدماتی کنونی تا مردم بخواهند از خدمات آنها استفاده ببرند.

چند باب آسیاب آبی در شمال گتوند در پشت کوه قلعه رستم وجود داشت که مردم بایستی گندم خود را به آنجا می بردند وتبدیل به آرد می کردند. خرابه های این آسیاب ها(آسیوها) بنام آسیو گلوگرد وآسیوراک هنوز هم در کوههای شمال شرق گتوند موجود است. عدم وجود امنیت اجتماعی نیز باعث نبودن رفاه شده بود. افرادی که قصد داشتند از گتوند خارج شوند خصوصاً اگر به طرف نواحی کوهستانی می رفتند هر لحظه ممکن بود در معرض خطر دزدی و راهزنی قرار گیرند به طوری که دو نقطعه از حومه گتوند از نظر راهزنی مشهور شده اند یکی (دم برد) که ابتدای ورود به کوهستان بود وجایی است که مقبره شیخ سلیمان واقع است ویکی (تنگ شهر) که محلی است نزدیک شوشتر که در قدیم لفظ شهر را برای آن استفاده می کردند، قافله های زیادی بودند که مورد هجوم دزدان وراهزنان گرسنه ومسکین قرار می گرفتند ودارایی آنها به باد یغما می رفت.

اما بحمد الله از حدود سی سال پیش تاکنون امنیت در این منطقه برقرار گردیده بجز چند مورد سرقت احیاناً عمدی، مورد خاصی وجود نداشته واکنون به طلف همت مردم وهمکاری نیروی انتظامی ودادگاه های انقلاب، مردم توانسته اند به راحتی به کسب وکار مشغول باشند وبه نقاط مختلف رفت وآمد نمایند.

زبان،دین واخلاق

زبان اهالی بسیار شبیه بختیاری ها است با اندک تفاوتی که معلوم نیست از کجا پیدا شده است. جالب این است هر کدام از سه قسمت گتوند لهجه ای خاص دارند به طوری که اگر کسی از آنها صحبت کند سریعاً می توان پی برد که از کدام محله است. درروستاهای حومه زبان اهالی عموماً بختیاری است ونژادها نیز همین طور، اما در منطقه عقیلی لهجه های متفاوت است، به طوری که الفاظ شوشتری در لهجه مردم عقیلی خصوصاً ترکالکی زیاد است.

از نظر دین مردم عموماً مسلمان وپیرو شیعه اثنی عشری هستند. از نظر ملیت با این که این مردم بر روی ایرانیت خود تعصب خاصی دارند اما به دلایلی نامعلوم نسبت به مراسم وسنت های ملی عنایت کمتری دارند مثلاً در آنجا از مراسم چهارشنبه سوری وسفره هفت سین ودید وبازدیدهای معمول عید نوروز تا چند سال پیش آن چنان خبری نبود، چندین سال است که نسل جوان روی به این سنت ها آورده است، شایدعلت این امر بافت عشایری منطقه واشتغالات فکری متعدد مردم بوده باشد که فرصتی برای این کار باقی نگذاشته است، اما تا جایی که بنده آگاهی دارم مراسم شاهنامه خوانی تا چندین سال پیش به طور جدی در منازل گتوندی ها رواج داشت واشعار حماسی حکیم طوس ورد زبان مردم منطقه بود ودر بعضی موارد به عنوان ضرب المثل هم استفاده می شد. آداب اجتماعی آریایی ها در بین این مردم رواج دارد از جمله علاقه به حفظ کیان خانواده از طریق داشتن فرزند پسر واعتقاد به این که هر کس فرزند پسر ندارد اجاقش کور است.

هجوم ملخ به منطقه شوشتر وگتوند

در سال1341هـ.ش.در دو مرحله پیاپی منطقه شوشتر وگتوند دچار هجوم سیل ملخ گردید که نتیجه ی آن نابودی محصول کشاورزی منطقه وگرسنگی مردم و قحطی بود. محصولات گندم هنوز جوانه بودند که ملخ ها آنها را خوردند، پس از مدتی که دوباره رشد کردند ونزدیک به دانه بستن بودند برای باردوم مورد هجوم ملخ ها راقع شده واین بار بکلی محصول نابود گردید وامید مردم به ناامیدی بدل گردید.

 





دسته بندی :شهرستان گتوند

لینک مطلب


آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

آمــوزش وبــلاگ نویسی