***شهر منجيل***
مَنجیل از شهرهای شهرستان رودبار در استان گیلان در کشور ایران است. منجیل مرکز تجاری شهرستان رودبار استان گیلان شناخته می‌شود. سد سفیدرود در نزدیکی این شهر ساخته شده است.
منجیل در منطقه‌ای کوهستانی در کرانه خاوری سفیدرود قرار دارد. این منطقه‌ای به شدت بادخیز است. در سال‌های اخیر چندین نیروگاه بادی برای تولید برق از بادهای منطقه در منجیل نصب شده است.
سرزمینهای طبرستان و دیلم که در قسمت شمالی البرز و در پناه کوهها و دره‌های سخت‌گذر و جنگلهای انبوه قرار دارد، از قدیم الایام (حتی پیش از اسلام) حاکمیت خود را حفظ کرده بود، چنانکه زمان انوشیروان (خسرو اول ۵۷۹ – ۵۳۱ م.) تا مدتها این ولایت یک نوع حکومت خود مختار داشت.
بعد از فتوحات مسلمانان در سراسر ایران (با اینکه تا اقصی نقاط خراسان تحت نفوذ اعراب مسلمان در آمد)‌ باز هم طبرستان و دیلمان از حملات آنان محفوظ ماند. خاندانهای قدیم آن ولایت، مانند اسپهبدان و قارنیان و خانواده جستان (حدود رودبار و منجیل) همچنان به آداب و رسوم خود زندگی می‌‌کردند. همچنین، بسیاری مذهب خود را نیز حفظ کردند، تا روزگاری که گروههای از اعراب طرفدار خاندان علی و شیعیان زیدیه به آن نواحی پناه بردند و مورد حمایت همان خانواده‌ها قرار گرفتند. چنانکه وقتی «داعی کبیر» حسن بن زید در آن نواحی سکنی گزید، جمعی کثیر از مردم طبرستان و گیلان به طرفداری او برخاستند. همچنین در جنگ‌هایی که میان او و یعقوب لیث صفاری رخ داد، مردم گیلان از او حمایت نمودند.

***شهر رودسر***
اين شهر با موقعيت جلگه اي در 13 كيلومتري لنگرود و 43 كيلومتري آب گرم سخت سر ( رامسر ) قرار دارد و شامل دو محله رودسر و سريل است. رودسر ، شرقي تر ين شهر مهم گيلان است كه از شمال و شمال خاوري به درياي خزر و از جنوب به خط الراس ارتفاعات البرز منتهي مي شود. اين شهر با 14 كيلومتر مربع وسعت با توجه به نزديكي و همجواري با درياي خزر و جنگلهاي انبوه حاشيه دريا ، يكي از زيباترين مناظر طبيعي را داراست .
قديمي تر ين نام رودسر كه از منابع معتبر بدست آمده ،(كوتم يا هوسم) است. كوتم شهر بسيار كوچكي بود كه مهمترين قسمت رانكوه محسوب مي شد از اين شهر بندري ، كشتي هاي بزرگ ، كوچك ، به نقاط دور دست براي حمل بار و جابجايي مسافر رفت و آمد مي نمودند. شهرستان رودسر داراي چهار بخش مركزي چابكسر ، رحيم آباد و كلا چاي بوده و يكي از روستاهاي رودسر به نام تميجان در زمان سلطنت شاه عباس اول داراي ضرابخانه بوده كه سكه هاي ضرب شده در اين محل موجود است. مقدسي جغرافي دان معروف در سال 375 هجري قمري در كتاب ( احسن التقاسين في معرفه الاقاليم) آورده ، هوسم را بازاري نيكو و مسجد جامع اي نزديك مقر حاكم است ، مردم رودسر داراي عواطف و پايبند به اصول مذهبي مي باشند. اين مطلب را رابينو در كتاب ولايت دارالمرز گيلان بدين صورت آورده « مردم رودسر به ملايمت طبع و علاقه مندي به مذهب معروف مي باشند . ضمناً گليم بافي ، نمد مالي و چادر شب بافي از مهمترين صنايع دستي منطقه محسوب مي شود.
شهرستان رودسر با وسعتی حدود 1340 کیلومتر مربع در شرق استان و سومین شهر وسیع گیلان می‌‌باشد. رودسر از شمال به دریا، از جنوب به سلسله جبال البرز و از شرق به استان مازندران و از غرب به لنگرود منتهی می‌شود. شهرستان رودسر دارای چهار بخش مرکزی، کلاچای، چابکسر و رحیم آباد می‌‌باشد. قومیت مردم رودسر گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پیش (شرق گیلان) تکلم می‌‌کنند. مذهب مردم رودسر شیعه جعفری و اثنی عشری است رودسر در زمانهای قدیم به نامهای کوتم و هوسم نامیده می‌شود و دارای تاریخ بسیار دوری می‌‌باشد. یکی از روستاهای رودسر به نام تیمجان در زمان سلطنت شاه عباس اول دارای ضرابخانه بوده که سکه‌های ضرب شده در این محل موجود است مقدسی جغرافی دان معروف در سال 375 هجری قمری در کتاب (احسن التقاسیم فم معرفه الاقالیم) آورده هوسم را بازاری نیکو و مسجد جامعی نزدیک مقرحاکم است و یا حمداله مستوفی در سال 740 هجری قمری از هوسم به عنوان بندر و لنگرگاه کشتی‌هایی که از گرگان و طبرستان آذوقه حمل می‌‌کردند یا نموده مردم [رودسر] دارای عواطف و پایبند به اصول مذهبی می‌‌باشند. این مطلب را رابینو در کتاب ولایات دارلمرز گیلان بدین صورت آورده: مردم رودسر به ملایمت طبع و علاقه مندی به مذهب معروف می‌‌باشند اقتصاد مردم رودسر به علت قرار گرفتن درکنا دریا و زمین‌های مناسب بیشتر بر پایه کشاورزی و ماهیگیری استوار است. از محصولات تولید شده در رودسر می‌‌توان برنج، چای، مرکبات، گندم، جو، فندق، گردو، حبوبات، گل گاوزبان و انواع سبزی و ابریشم را نام برد. تنوع و فراوانی در رودسر باعث گردیده تا بازار هفتگی آن که در روزهای یکشنبه دایر می‌‌گردد از رونق فراوانی برخوردار باشد. بافت چادرشب، لباس قاسم آبادي ،حصیر، جوراب پشمی، زنبیل، نمد بافی و تولید انواع سرامیک و سفال را نام برد که اغلب در یکشنبه بازار رودسر عرضه می‌‌گردد.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
منطقه سفيد آب رحيم آباد ، منطقه جنگلي و كوهستاني سرولات ، منطقه ييلاقي جواهر دشت ، ساحل زيباي رودسر ، چشمه آب معدني سجيران ، دهكده ييلاقي شوييل ، لسبو ، مجموعه ساحلي و اقامتي چابكسر سرولات ، مجموعه ساحلي و اقامتي رودسر ، لله رود ، مجتمع ساحلي كلاچاي ، واجارگاه ، پارك جنگلي لله رود، گنبد هشت ضلعي پير محله ، قلعه بند بن قاسم آباد ، پل تاريخي تميجان.
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
سيد مبين و سيد معين از فرزندان امام موسي كاظم (ع) ، سيد نصر كيا و كوته ، بقعه ابو جعفر ثار حسن.

***شهر املش ***
شهر تاريخي املش در فاصله 75 كيلومتري رشت در منطقه كوهپايه اي واقع شده است. رودخانه شلمان رود اين شهر را به دو قسمت تقسيم مي نمايد و با توجه به راكد بودن آب اين رودخانه در گذشته به آبلش معروف بوده كه به تدريج به املش تغيير نام يافته است. مردم آن در ساخت ظروف سفالي و نمد مالي مهارت خاصي دارند و سه شنبه بازار املش نمونه كاملي از بازارهاي سنتي گيلان است ، كه مردم اين منطقه با حضور گسترده خود رونق خاصي به آن مي بخشند. مردم اين شهر روزهاي بازار را گالش بازار مي نامند. اين شهرستان شامل دو بخش مركزي و رانكوه بوده و اقتصاد اين منطقه بر پايه كشاورزي و دامداري است از محصولات مهم كشاورزي املش مي توان چاي ، برنج و گندم را نام برد ، ساكنين جلگه به پرورش گاو ، طيور و كرم ابريشم مشغولند و در مناطق كوهپايه اي و كوهستاني به پرورش زنبور عسل مي پردازند.
"رومن گيرشمن" رئيس هيأت كاوش هاي باستان شناسي وقت ايران ، اشياي به دست آمده از املش را متعلق به قرن 8 و 9 ق . م مي داند و معتقد است اطلاعاتي كه از دوران آغاز تمدن ايراني به دست آمده نتيجه كشفيات اتفاقي دهقانان در ناحيه جنوب غربي درياي مازندران است.
عمده آثاري كه از آن به عنوان هنر املش ياد مي شود از تپه ها و گورستان هايي يافت شده كه در حوزه ي جنوبي شهرستان رودسر واملش و بيشتر در نقاط كوهستاني مستقر بوده اند. اين آثار متأسفانه توسط حفاران غير مجاز مورد دستبرد قرار گرفته اند. بيشتر آثاري كه منسوب به املش است و در موزه هاي گوناگون عرضه شده ، از منطقه قيس آباد ( غياث آباد ) به دست آمده اند.
گيرشمن آثار به دست آمده از قبور املش را متعلق به دوره مگالتيك يعني سه هزار سال قبل مي داند. او معتقد است در هنر املش آثار زيادي از نفوذ هنر بين النهرين مشهود نيست. كوه هاي مرتفع و صعب العبوري كه اين مردم در آن زندگي مي كردند دنباله جبال قفقاز است و آثار هنر ايران شباهت به آثاري دارد كه در آغاز عصر آهن در قفقاز پرورش يافته بود. وجود مجسمه هاي كوچك برنزي در اين ناحيه ما را وا مي دارد تصور كنيم رابطه اي ميان هنرمندان املش با نواحي قفقاز وجود داشته و شايد اين هنرمندان از همان مردماني باشند كه پيش از آمدن به سرزمين ايران از كوه هاي قفقاز عبور كرده اند.
پروفسور آندره گدار كه اولين رئيس مؤسسه ي باستان شناسي ايران بود ، جنس اشياي به دست آمده از گورستان هاي نواحي املش ، پيركوه ، ديلم و ديگر روستاها را بيشتر از سفال سرخ رنگ دانسته است. طبق نظر او در گورستان هاي ديلم ، اشياي سفالي منقوش اگر هم وجود داشته باشد كشف نشده است ، اما مقدار زياد اشياي طلا و نقره كشف شده در اين ناحيه نشان مي دهد تزئينات آنها گاهي با هنر يوناني ها يا هنر آتروسك وابسته بوده است.
از آثار كشف شده از املش بايد از دو چشم بند برنزي مربوط به زين و يراق اسب نام برد كه كتيبه اي به خط ميخي بر روي آنهاست و اسامي دو تن از شاهان مانايي و اورارتويي يعني "منوا" و "آرگيشتي" بر روي آن حك شده است.
شاه آرگيشتي همان حاكم اورارتويي است كه به وجود كتيبه اي از او در آبادي رازليق نزديك سراب اشاره شده است. پيدا شدن نام او بر روي چنين وسيله اي در املش خبر از ارتباط فرهنگي – هنري و يا به نوعي بازرگاني بين مناطق حاشيه درياي مازندران و ممالك تحت سيطره اورارتورهاست و شايد هم هديه اي ارسالي براي يكي از حكام دوره آغاز تاريخي املش باشد.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
مناطق ييلاقي و باغات چاي ، غار تلابن گورج و هفت خم تله سر ، چشمه آب معدني لوزان ، يخچال طبيعي ملجادشت ، دهكده ييلاقي خسيل دشت ، هلو دشت و تالاب زربيجار ، پارك هاي قديمي گلستان ، آبي بيجار و ميرزا كوچك خان ، بافت تاريخي شهر املش ، برج تاريخي ميل امام با ارتفاع 7 متر ، خانه هاي قديمي خاندان صوفي (املش) ، قلعه شاه نشين قلعه .
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقاع متبركه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد اسماعيل از نوادگان امام موسي كاظم (ع) ، بقاع چهار تن از سلاطين كيايي ، بقعه امام زاده سر تربت.

***شهر لنگرود ***
اين شهر با موقعيت جلگه اي ، در مختصات جغرافيايي 60كيلومتري شهر رشت و ارتفاع 5 متري از سطح درياي خزر واقع شده است . شهر لنگرود در 12 كيلومتري شمال شرقي لاهيجان و ده كيلومتري شمال غرب رودسر ، در دشتي باز و وسيع واقع شده است . اين شهر نيز از شهرهاي نسبتا قديمي گيلان است و از زماني كه تجارت در گيلان رونق يافت ، توسعه پيدا كرد . در گذشته لنگرود مهمترين منطقه كشت كنف در گيلان بود و چمخاله نيز ، يكي از نقاط توريستي گيلان بشمار مي آيد.
لنگرود داراي قدمت تاريخي زيادي است و نام آن 900سال قبل (512 هجري قبري ) در كتب تاريخي آمده است. بافت قومي مردم ، گيلك و به زبان گيلكي با لهجه بيه پس تكلم مي كنند. در زمينه كشاورزي خصوصا كشف كنف از شهر هاي مهم محسوب گرديده ، همچنين در زمينه صنعت داراي صنايع از جمله تفنگ سازي (شكاري ) بوده كه به علت مرغوبيت و كيفيت ، خريداران زيادي داشته است . شهرستان لنگرود داراي سه بخش مركزي ، اطاقور و كومله مي باشد. شهر لنگرود در گذشته مانند ديگر شهرهاي گيلان از خانه هاي پراكنده اي بين مزارع و توتستان و بيشه ها تشكيل مي شده كه به تدريج فاصله خانه ها كمتر شد و كوي ها بوجود آمدند. كشاورزي در لنگرود همچون ديگر مناطق استان گيلان ، از رونق برخوردار است و از محصولات عمده آن مي توان انواع برنج ، چاي و صيفي جات را نام برد . صيد ماهي و بامبو بافي نيز از ديگر فعاليت هاي رايج در اين شهر ستان مي باشد.
شهرستان لنگرود در استان گيلان و مابين دو شهرستان لاهيجان و رودسر قرار دارد این شهرستان در فاصله 60 کیلومتری رشت (مرکز استان) واقع شده است و از طرف شمال و غرب به شهرستان لاهیجان،از طرف شرق به دریای مازندران و از طرفی به شهرستان رودسر، و از طرف جنوب به شهر املش (از شهرهای رودسر) منتهی میگردد. در سال 1275 ه.ق /1230 ه .ش جمعیت این شهر دو هزار نفر بوده است. اما در سرشماری عمومی نفوس سال 1375 ه.ش جمعیت این شهرستان به 135922 نفر رسیده که از این تعداد 65973 نفر در شهر لنگرود زندگی می کنند. هم اکنون شهرستان لنگرود بالغ بر ‪۱۴۰هزار نفر جمعیت دارد. دین مردمان این شهر اسلام می باشد.
اين شهرستان در دوره سلجوقيان و خوارزمشاهيان جزئي از لاهيجان مركز ولايت بيه پيش بوده و بوسيله سلاطين محلي يعني سادات كيا اداره مي‌شده است. در دوره قاجاريه به اين نواحي چندان توجهي نمي‌شد حتي در اواخر همين دوره به علت نابساماني اوضاع داخلي لنگرود و نواحي اطراف آن صحنه پيكار و كشمش‌هاي گردنكشاني بود كه هريك سوداي خاني در مخيله خود مي‌پروراندند.
ترقيات اين شهر با روي كار آمدن رضا شاه آغاز مي‌گردد البته به علت شروع جنگ جهاني دوم مجال انجام شهر سازي با اسلوب جديد در لنگرود حاصل نگرديد ولي در سالهاي اخير بيش از پيش اين شهر با حومه آن به ترقيات و پيشرفتهاي سريعي نايل آمده‌اند. بافت قومی مردم لنگرود گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پیش تکلم می‌کنند. از نوشته‌های تاریخی چنین استنباط می‌شود که زمین‌های اطراف لنگرود مساعد بوده و به مرور زمان و توسعه بازرگانی در گیلان، لنگرود هم رونق یافته و در زمینه‌های کشاورزی خصوصاً کشت کنف از شهرهای مهم محسوب گردیده، همچنین در زمینه صنعت دارای صنایع فلزی از جمله تفنگ سازی (شکاری) بوده که به علت مرغوبیت و کیفيت، خریدران زیادی داشته است. رابینو جهانگرد معروف درخصوص لنگرود چنین می‌نویسد: «کناره‌های رودخانه لنگرود زیباترین منظره‌ای است که من در ایران دیده ام».
لنگرود دارای هشت محله به نام‌های فشکالی محله ، سوتال محله، در مسجد، کاسه گر محله، قصاب محله،گشته مردخال،انزلی محله و راه پشته است که هر یک دارای اعتبار خاصی است.بندر چمخاله که در شش کیلومتری لنگرود قراردارد از جاذبه‌های گردشگری است و همانند دیگر بنادر دارای فعالیت‌های تجاری بوده که در حال حاضر بسیار محدود است. طبیعت مناسب سبب گردیده مردم لنگرود به کارهای کشاورزی علاقه‌مند باشند.محصولات اين شهرستان عبارتند از چاي و برنج و كنف و ابريشم و سيفي جات خربزه‌آن به علت شيريني و خوبي جنس در سراسر شمال ايران مشهور است. روستاييان در دهات و قصبات اطراف با وسايل نقليه مختلف من جمله قايق محصولات خود را به لنگرود مي‌آورند. اين قايقهاي كوچك كه اغلب آنها ارتفاعشان تا سطح آب از 40 سانتيمتر تجاوز نمي‌كند به زبان محلي نو (Now) خوانده مي‌شود. روستاييان پس از فروش فرآورده‌هاي خود با خريد قند و شكر و قماش و ساير مايحتاج ضروري به روستاها باز مي‌گردند معمولاً روزهاي دوشنبه و چهارشنبه هنگام تشكيل بازار عمومي است كه در دهات گيلان به آن گوراب Gourab مي‌گويند. آنچه در اين شهر و ساير شهرهاي گيلان جلب توجه مي‌كند پوشش اغلب خانه‌ها بوسيله سفال است كه آنها را از ساير شهرهاي ايران متمايز مي‌سازد ولي اندك اندك پوشش فلزي(شيرواني) جاي سفال را خواهد گرفت…..
در لنگرود و اطراف آن بناهاي تاريخي متعددي وجود داشته است كه اكنون اثري از آنها برجاي نيست آب و هواي مرطوب اين ناحيه استفاده از مصالح ساختماني كم دوام ايجاد حريق‌هاي مكرر و عدم توجه مردم سبب نابودي آنها گشته است.از آنچه بر جاي مانده است پاره‌اي را برگزيده‌ام و مشخصات آنها را به اختصار بيان مي‌نمايم :
پل خشتی لنگرود این پل روی رودخانه ای که لنگرود نام دارد و آب آن از یکی از نهرهای سفیدرود است،و از میان داخل شهر می گذرد، بناء شده است.طول این پل بالغ بر 37 متر است و عرض آن 5/4 متر و ارتفاع بلندترین نقطه پل از سطح رودخانه 70/9 سانتی متر است. که دو قسمت شهر فشکالی محله را به راه پشته متصل می سازد.این پل را شخصی به نام (حاجی آقا پرد) ساخته و بنابر روایتی پل مزبور در محل پل قدیمی بدستور حاجی آقا بزرگ منجم باشی، در زمان سلطنت فتحعلی شاه، ساخته شده است.و در کتاب (دارالمرز ولایت ،گیلان،رابینو) در مورد این پل چنین آمده است: پل خشتی لنگرود،پلی که با آجر و ساروج ساخته شده و دارای دو دهانه فراخ برای عبور کشتی است،37 متر طول و12 متر ارتفاع دارد و مربوط به دوران صفویه است، در بعضی جاها نیز به عهد تیموری و ایلخانیان نسبت می دهند.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
تالاب بين المللي كيا كلايه ، پارك فجر ، ساحل چمخاله ، منطقه ليلا كوه ، پارك جنگلي بلورد كان ، پارك جنگلي خرما ، منطقه ييلاقي هلود ، پارك جنگلي مريدان ، غار ليارود ، پل خشتي لنگرود ، خانه هاي منجم باشي و دريا بيگي ، قلعه درزبن، پل آجري بلورد كان ، بافت تاريخي لنگرود ، مجموعه دريا بيگي.
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقعه سيد محمد تقي ( كوشالشاد) مسجد جامع لنگرود ، بقعه ملاط ، بقعه آقا سيد حسين لنگرود

***شهر لاهيجان ***
لاهيجان از زيباترين شهرهاي گيلان و از جمله ايران مي باشد. موقعيت جغرافيايي اين شهر در ناحيه كوهپايه اي ، كه تپه ماهورهايي آن را به بوته هاي هميشه سبز چاي در رديف كاريهاي منظم هندسي پوشانده است ، همراه با معماري بسيار زياد و خانه هاي ويلايي با سقفها و رنگها آميزي متنوع ، جلوه زيبايي به شهر بخشيده است. به عبارت ديگر در لاهيجان زيبايي هاي طبيعت و شهر سازي يكديگر را تكميل كرده اند. اين شهر سرزميني هموار و جلگه اي است كه حاصل رسوبات به جا مانده از رودهاي گيلان مي باشد. از نظر موقعيت جغرافيايي و ويژگيهاي تاريخي يكي از شهرهاي گيلان به شمار مي رود و مدتها مركز بخش ( ( بيه پيش)) گيلان بوده است وجه تسمه لاهيجان ريشه در ويژگي اقتصادي آن دارد. به طوري كه كلمه لاهيجان از دو جزء ( لاه ) به معني ابريشم و (جان) ؛ پسوند مكان تشكيل شده است ، كه در معني شهر ابريشم است. آب و هواي آن در بخش جلگه اي معتدل مرطوب و در كوهستاني سردسير و خوش آب و هوا است. اين شهر قدمتي 800ساله دارد و به روايتي توسط ( لاهيج بن سام بن نوح ) ساخته شده است . لاهيجان داراي دو بخش مركزي و رودبنه مي باشد كه به گويش گيلكي (بيه پيش) تكلم مي نمايند و از نظر اقتصادي به جهت ، رونق باغداري در بخش هاي چاي و مركبات ، وجود جاليزهايي چون هندوانه و نيز پرورش كرم ابريشم بامبو بافي و سفالگري در كنار توليد برنج ، باعث رشد بيشتر و شكوفا شدن اقتصاد اين منطقه شده است. شهرستان لاهيجان به علت قرار گرفتن در كوهپايه هاي زيباي البرز ، لقب پايتخت گردشگري جهان اسلام را به خود اختصاص داده و نيز نزديكي به مركز استان ، موجب گسترش سرمايه گذاري در صنعت گردشگري گرديده است .

لاهيجان از زيباترين شهرهايِ گيلان است. موقعيت جغرافياييِ اين شهر در ناحية پايكوهي كه تپه‌ماهورهايِ آن را بوته‌هايِ هميشه سبزِ چاي، در رديف‌كاري‌هايِ منظمِ هندسي پوشانده است، همراه با معماريِ زيبا و خانه‌هايِ ويلايي با سقف‌هايِ سفالي و رنگ‌آميزيِ سفيد، جلوة زيبايي به سيمايِ شهر بخشيده است. به عبارت ديگر، در لاهيجان، زيبايي‌هايِ طبيعت و شهرسازي همديگر را تكميل كرده اند.
شهرستان لاهيجان در ناحية شرقيِ استان گيلان واقع شده است و از شمال به درياي خزر، از جنوب به شهرستان سياهكل، از شرق به شهرستان‌هايِ لنگـرود و رودسر، و از غرب به شهرستان‌هايِ آستانة اشرفيه و رشت محـدود مي‌شود. اين شهرستان، سرزميني هموار و جلگه‌اي است كه حاصلِ رسوباتِ به‌جامانده از رودهايِ گيلان مي‌باشد. جلگة لاهيجان به علت زيبايي و قدرت حاصلخيزيِ اراضي و وجود فرآورده‌هايِ كشاورزي و منابع اقتصادي، در بين ديگر شهرهايِ استان اهميت خاصي دارد. هموارترين نقطة اين سرزمين، در قسمت‌هايِ شماليِ مجاورِ درياست و هرچه از شمال به طرف جنوب پيش رويم، بر ارتفاعِ آن افزوده مي‌شود. قسمتي از رشته‌كوه البرز، ناحية بزرگي از جنوب اين شهرستان را شامل مي‌گردد و مهم‌ترين رودخانة جاري در آن «پرده‌سر» است.
شهرستان لاهيجان داراي دو ناحية عمدة جغرافياييِ جلگه‌اي و كوهستاني است. در ناحية جلگه‌اي، نوارِ باريكِ ساحلي و در ناحية كوهستاني، محدوده‌هايِ كوهپايه‌اي، جنگلي و مرتعي در ارتفاعاتِ مختلف به چشم مي‌خورد. آب‌وهواي نواحيِ ساحلي و جلگه‌ايِ شهرستان لاهيجان، مرطوب و در فصول مختلف داراي شرايط خيلي مطلوب مي باشد و در كوهستان، نيمـه‌‌مرطوب و داراي شرايط متوسط است. ميـزان بارنـدگي در شهرستـان لاهيجان، سالانـه 1000 تـا 1400 ميلي‌متر مي‌باشد. كشاورزي (كشت چاي، برنج، حبوبات، درختان ميوه، كنف و درخت توت)، پرورش كرم ابريشم و همچنين صيد ماهي و شكار، فعاليت‌هايِ اقتصاديِ اين منطقه را تشكيل مي‌دهد.
لاهيجان از نظر سابقة شهري قدمت زيادي دارد و قبل از رشت، مركز ايالت گيلان بوده است. علاوه بر آن، حتي پس از اين‌كه رشت از دورة صفويه اهميت يافت، بازهم لاهيجان به دليل سوابق تاريخي و موقعيت جغرافيايي، مركزِ گيلانِ «بيه‌پيش» باقي‌ماند. اهميت لاهيجان به عنوان يك شهرِ توريستي علاوه بر زيبايي‌هايِ طبيعيِ آن، چشم‌اندازهايِ زراعيِ باغ‌هايِ چاي است.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
تله كابين ، تالاب بين المللي امير كلايه ، بام سبز و استخر لاهيجان ، آبشار شاه نشين ، موزه تاريخ چاي ايران و آرمگاه كاشف السلطنه، پل خشتي لاهيجان ، حمام گلشن ، بافت تاريخي لاهيجان ، غار شيخان بر يا شيخان ور، خانه محمد صادقي
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقيه چهار پادشاه محل دفن (سيد خرم ، هادي ، علي و حسن كيا ) مساجد جامع و اكبريه ، مقبريه شيخ تاج الدين ابراهيم ملقب به زاهد گيلاني ، بقعه سيد رضا كيا از فرزندان امام علي نقي (ع) ، بقاع سيد احمد مير شمس الدين ، سيد حسن ، سيد موسي از فرزندان امام موسي كاظم (ع).

***شهر آستانه اشرفيه ***
اين شهر با موقعيت جلگه اي به عنوان مركز شهرستان آستانه اشرفيه در فاصله 30 كيلومتري شهر رشت و 8 كيلومتري لاهيجان واقع شده است. آستانه اشرفيه از شهرهاي تاريخي استان گيلان به شمار مي رود كه در گذشته به نام كوچان معروف بوده است . البته در كنار ساير علل اهميت اين شهرستان ، مي توان به بارگاه ملكوتي سيد جلال الدين اشرف ، برادر امام رضا(ع) اشاره نمود. در كتاب جنگ نامه حضرت سيد جلال الدين اشرف، چنين آمده ،ايشان قبل از شهادت وصيت نمودند كه جنازه وي را در يك تابوت گذاشته ، به جريان آب سفيد رود بسپارند. بعد از شهادت وي در منطقه رودبار بنا به وصيت ايشان تابوت بعد از سه روز در كوچان ( نام قديم آستانه اشرفيه ) كناره گرفت . تا سال 311 ه.ق بناي مزار بسيار ساده بود كه به دستور گوهر شاد خانم دختر كيا رستم بقعه اي عظيم به نام ايشان بنا شد. گفتني است سالانه حدود يك ميليون نفر از اين مكان مذهبي بازديد مي كنند. شهرستان آستانه اشرفيه داراي دو بخش مركزي و بندر كياشهر مي باشد. اقتصاد اين منطقه وابستگي شديدي به كشاورزي دارد و حدود 58% اشتغال شهرستان در بخش كشاورزي است البته قابل ذكر مي باشد محصولات كشاورزي اين شهرستان به دليل مرغوبيت خاك و شرايط اقليمي از كيفت بالايي برخوردار است. برنج ، بادام زميني ، چاي و پرورش كرم ابريشم از عمده ترين توليدات كشاورزي ومروار بافي از فعاليت هاي جاري منطقه محسوب مي شود .
آستانه اشرفيه در طول جغرافيايي 49 درجه و 56 دقيقه و عرض جغرافيايي 37 درجه و 16 دقيقه قرار دارد و ارتفاع آن از سطح درياي آزاد 5 متر پايين تر است. شهرستان آستانه اشرفيه از شهرستان هاي استان گيلان است كه در 40 كيلومتري رشت و در مسير راه اصلي كناره درياي مازندران‌است. آستانه‌اشرفيه از شمال به درياي مازندران از خاور به لاهيجان، از جنوب به املش و از باختر به رشت محدود است. شاخ فرعي از سفيد رود كنار شهر آستانه و شاخ آب اصلي از 4 كيلومتري شمال‌باختري آن مي‌گذرد. آب و هواي آن معتدل و بسيار مرطوب بوده بيش‌ترين درجه گرما در تابستان 32+ و كم‌ترين درجه در زمستان 3+ است. ميزان بارندگي سالانه به طور متوسط 1500 ميلي متر است.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
پارك ساحلي آستانه ، پارك جنگلي بندر كياشهر ، اسكله ماهيگيري و قايقراني بندر كياشهر ، پارك جنگلي صفرا بسته ، تالاب بندر كياشهر ، آرامگاه استاد دكتر معين ، پل خشكي نياكو
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بارگاه رفيع حضرت سيد جلال الدين اشرف ، بقاع متبركه آقا سيد محمد بن جعفر از فرزندان امام جعفر صادق ( ع) و آقا سيد حسن از نوادگان امام موسي كاظم (ع).

***شهر سياهكل***
اين شهر با موقعيت جلگه اي ، در فاصله 15 كيلومتري شهر لاهيجان واقع شده است و رودخانه كوچكي به نام شهر جوب از وسط آن عبور مي نمايد كه زيبايي خاصي به اين شهر بخشيده است (شیمرود از کنار شهر سیاهکل می گذرد و شهر جوب شاخه ای از آن است، شیم به معنی خشمگین است و چون این رود در شیب تندی جریان دارد این نام را بر آن نهاده اند.). با توجه به موقعيت جغرافيايي داراي آب و هواي معتدل و مرطوب است كه آب و هواي خنك تر قسمت كوهپايه اي ، آن را تحت تاثير قرار مي دهد . نام اين شهر از دو كلمه (سي و كل ) تشكيل شده .كه (سي) به معني پاي كوه و (كل) به معني جايگاه است. كه به مرور زمان به سياهكل تغيير يافته است در حال حاضر اين شهرستان داراي دو بخش مركزي و ديلمان مي باشد . كه اين منطقه هم از نظر چشم انداز هاي طبيعي و هم از نظر تاريخي از نقاط ديدني استان گيلان به شمار مي رود. اين منطقه سرزمين قوم باستاني ديلم است. راه اصلي اين ييلاق ها از شهر سياهكل مي گذرد و پس از عبور از اين شهر در امتداد مسير شيم رود تا ارتفاعات كوهستاني ديلمان پيش مي رود. طبيعت سر سبز و زيبا و خانه هاي بومي لته پوش (تخته سر) با مردمي خون گرم و مهمان نواز بر جاذبه هاي گردشگري اين منطقه مي افزايد.
سياهكل داراي سابقه تاريخي درخشاني است ، ديلمان خاستگاه يكي از قدرتمند تر ين سلسله هاي حكومتي ايران به نام آل بويه ( آل بویه اهل روستای لیش در 2 کیلومتری شهر سیاهکل بودند که در کتب تاریخی از آن با نام کیاکولیش یاد کرده اند، یعنی لیش متعلق به کاکوه) است ، كه حتي توانستند بغداد را نيز به تصرف در آورند اين سرزمين كه بعنوان پناهگاه شيعيان مشهور بوده ، دانشمندان زيادي را نيز به جامعه ايراني تحويل داده است. كه هم اكنون تجانس خود را حفظ كرده اند. اقتصاد اين شهرستان بر پايه دامداري و كشاورزي است و عمده تر ين توليدات در اين زمينه : ميوه جات ، پرورش كرم ابريشم ، عسل مرغوب و محصولات جاليزي مي باشد كه در كنار آن توليدات سفال تزييني و دوخت لباسهاي محلي و معرق نيز رونق خاصي دارد.
سياهكل، شهرستان سرسبزي است خفته در پاي قلة سركش درفك كه جنگلي انبوه همچون نگين انگشتري، آن را دربرگرفته است. اين منطقه با تاريخ پْرفراز و نشيبش، با تحولات فراواني روبه‌رو گرديده و هم‌اينك در جوار منطقه‌اي به نام « برفجان » رشد و گسترش يافته است. شهرستان سياهكل در ناحية شرقي استان گيلان واقع شده و از شمال و شمال‌شرقي به لاهيجان، از شرق به لنگرود، از جنوب‌شرقي به املش و رودسر، از جنوب به مازندران، از جنوب‌غربي به رودبار و از غرب به رشت محدود مي‌شود. همچنين قسمتي از رشته‌كوه البرز، ناحية بزرگي از جنوب اين منطقه را شامل مي‌گردد. مهم‌ترين رودخانه‌هاي جاري در آن، « شيمرود » و « خرارود » است. اين منطقه داراي دو ناحية عمدة جغرافياييِ جلگه‌اي و كوهستاني است. آب‌وهواي ناحية جلگه‌اي، مرطوب؛ و كوهستاني، نيمه‌مرطوب است. ميزان بارندگي در شهرستان سياهكل، حدود 1400-1000 ميلي‌متر مي‌باشد. دستبافت‌هاي پشمي و توليد سفال، از جمله صنايع دستي آنان است و مهم‌ترين محصولات اين ناحيه عبارتند از: برنج، جو، توتون، چاي، فندق، سيب‌زميني، گردو و مواد لبني.
مهم‌ترين قسمت اين شهرستان كه داراي پيشينة تاريخي مي‌باشد « ديلمان » است و مهم‌ترين روستاي آن « اسپيلي » مي‌باشد. ديلمان در گذشته وسعت بسياري داشته و از يك‌طرف به مازندران و از طرف ديگر به قزوين محدود و در قرون چهارم و پنجم هجري‌قمري، مقر حكومت ديلميان بوده و گيلان يكي از ولايات آن محسوب مي‌شده است، امِا پس از انقراض خاندان آل‌بويه و تعرض سرداران محلّي، اين سرزمين وسيع كم‌كم كوچك شده، تا امروز كه يكي از بخش‌هاي گيلان به‌شمار مي‌آيد.
در اين‌خصوص، « مقدِسي » در كتاب « احسن التقاسيم » مي‌نويسد: « ديلم (ديلمان) داراي پنج كوره (شهرستان) است كه از جانب خراسان به قومس (حدود دامغان) محدود شده و گرگان، طبرستان، ديلمان و خزر در ميان اين نواحي قرار دارد ». از سوي ديگر، « ابن حوقل » تاريخ‌نگار دورة سامانيان نيز در كتاب خود مي‌نويسد: « ناحية ديلم شامل سهل و جبل و سرزميني بوده كه از جنوب تا قزوين و طارم و قسمتي از آذربايجان و بخشي از ري، از مشرق تا طبرستان و ديگر نواحي ري، از مغرب تا قسمتي ديگر از آذربايجان و بلاد آران و از شمال به درياي خزر متّصل و محدود بوده است ».
يوحنّاي ديلمي (يكي از حواريون حضرت عيسي مسيح(ع) و صاحب يكي از اناجيل اربعة مسيحيت)، يحيي‌بن زياد ديلمي (امام كوفيان در علم نحو و متوّفي به سال 207 هجري‌قمري) و خاندان آل بويه كه از سال 325 تا سال 447 هجري‌قمري به مدّت 122 سال بر فارس، كرمان، عراق عجم و عراق عرب حكمروايي داشته و در ترويج مذهب جعفري كوشش نمودند، اهل اين ديار بوده و در زمان حكمراني ايشان، فقهاي بزرگي چون: شيخ مفيد، سيد رضي، سيد مرتضي، شيخ طوسي و رياضي‌دان و مورخ شهير، سالار ديلمي در كنف حمايت اين خاندان به نشر مذهب تشيع همت گماشته كه نشان از علاقة ديلميان به مذهب جعفري دارد. سياهكل به جهت پيشينة پْررمزورازِ تاريخي‌اش، از آثار ديدني و تاريخي بسياري برخوردار مي‌باشد. قوميت اهالي شهرستان سياهكل، گيلك است و به زبان گيلكي با لهجة بيه‌پيش (شرق گيلان) و گويش ديلمي سخن مي‌گويند. مذهب رايج اين شهرستان، شيعة اثني‌عشري است.
هم‌اينك شهرستان سياهكل با وسعت 6/1048 كيلومترمربع، جمعيت 55752 نفر و 31 درصد شهرنشين، داراي 2 شهر سياهكل و ديلمان، 2 بخش مركزي و ديلمان، 5 دهستان پيركوه، ديلمان، توتكي، خرارود و مالفجان و 251 پارچه آبادي مي‌باشد. شهر سياهكل نيز بالغ بر 17 هزارنفر جمعيّت دارد. در سال 1309، شهرداري؛ در سال 1311، بخشداري و در اواخر سال 1376، فرمانداري در اين شهرستان دائر گرديده است.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
كوهدرفك ، منطقه سرسبز ديلمان و اسپيلي ، آبشار لونك ، چشمه آب معدني لاريخاني ، منطقه آغوزي ، آبشار بابا ولي غار اسپهبدان ، تي تي كاروانسرا ، مناطق باستاني قلعه كوتي ، كوه پس و حسني محله ، قلعه كوتول شاه ، قلعه ديده باني روستاي گرماور ، حمام تاريخي ديلمان ، غار لو علي (زاگام ) ،پناهگاه سنگي گيلار كش و شلمان
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقاع متبركه سيد اسماعيل ، سيد ابراهيم ، سيد محمد صالح ، سيد احمد سيد حسين ، بقعه امام زاده تورار.

***شهر رودبار***
اين شهر از شهرهاي كوهپايه اي گيلان است و بر دامنه كوههاي البرز و تالش ، در كناره رودخانه سفيد رود و در امتداد باغهاي انبوه زيتون قرار دارد. اين موقعيت جغرافيايي منظره زيبايي را از تركيب شهر سازي و طبيعت بوجود آورده است. اين شهر يك شهر ميان راهي و عبوري است. به همين دليل بسياري از مسافران ضمن توقف كوتاه در آن به خريد محصول عمده رودبار يعني زيتون و فراورده هاي آن مي پردازند. آب و هواي اين شهر كه در جنوب استان گيلان واقع شده از نوع آب و هواي مديترانه اي است كه داراي زمستانهاي معتدل و اندكي مرطوب و تابستانهاي گرم و خشك مي باشد.
رودبار در گذشته به نام هاي مختلفي از جمله خشكه رودبار ، رودبار محمد زمان خاني ، رودبار زيتون و پيلده رودبار بوده است كه نام رودبار به دليل جريان داشتن رودخانه سفيدرود در اين شهر مي باشد. شهرستان رودبار از نظر تاريخي قديمي شش هزار ساله داشته و داراي چهار بخش مركزي ، رحمت آباد و بلوكات ، خور گام ، عمار لو ميباشد.
گفتني است مناظر بسيار زيبا در ارتفاعات پوشيده از درختان هميشه سبز زيتون ، آبهاي معدني گوارا و نيز پيشينه تاريخي و ديرينه فرهنگي منطقه كه تپه مارليك از بارزترين نشانه هاي آن است ، اين شهرستان را به يكي از استعدادهاي مهم گردشگري تبديل كرده است .

شهرستان رودبار در مختصات جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۲ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۷ دقیقه ازخط استوا و ۴۹ درجه و ۱۱ دقیقه تا ۵۰ درجه ۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبداء واقع شده‌است .این شهرستان با وسعت ۲۵۷۴ کیلومتر مربع دومین شهرستان استان گیلان به لحاظ و سعت است و از شمال به رشت، ازجنوب به استان قزوین و از غرب به فومن و استان زنجان محدود می‌شود.
شهرستان رودبار درکرانه سفیدرود و در منطقه‌ای کوهستانی قرار گرفته‌است و آب و هوای آن تحت تاثیر هوای خشک و نیمه خشک ناحیه مرکزی قراردارد از نظر آب و هوایی این منطقه به ویژه شهر زیبای رودبار دارای آب و هوای مدیترانه‌ای می‌باشند و رویش درختان زیتون در این منطقه گواه موضوع است. این منطقه درمسیر بادهای دایمی دره سفید رود قرارگرفته که بادهای منجیل آن معروف است. درواقع هنگام گذر از رودبار و رسیدن به رشت، گیلان باتمام تنوع و زیبایی‌هایش به گونه‌ای موجز و فشرده ازپیش چشم می‌گذرد.
جمعیت آن ۱۲۶۳۱۵ نفر است که از این تعداد ۶۹۶۲۰ نفر درمناطق شهری و ۵۶۶۹۵ نفر در مناطق روستایی سکونت دارند. این میزان جمعیت شهرستان رودبار که نسبت به مساحت آن ازسایر شهرستانهای استان کمتراست، این امکان را فراهم آورده تا اقوام گوناگون در کنار یکدیگر زندگی کنند و این امر منجربه تنوع مردم شناختی این شهرستان شده‌است که شامل نژادهای مختلفی چون تالش‌ها،تات‌ها، کردها و گیلکها می‌باشد.
اقتصاد این منطقه بعلت شرایط خاص اقلیمی بر پایه کشاورزی و دامداری استوار است. مهم‌ترین محصول آن زیتون می‌باشد که عمده ترین محصول کشاورزی شهرستان بوده و دارای فرآورده‌های بسیاری چون روغن زیتون و صابون است.
رودبار به نامهای مختلفی از جمله «خشکه رودبار»، «رودبارمحمد زمان خانی»،«رودبار زیتون» «پیلده رودبار» معروف بوده‌است که نام رودبار احتمالاً به دلیل جریان داشتن رودخانه سفید رود در این شهرستان پدید آمده‌است. رودبار ازنظر تاریخی دارای قدمتی ۶ هزارساله می‌باشد .آثار بدست آمده در تپه مارلیک حاکی از وجود تمدنی کهن دراین منطقه‌است که مربوط به هزاره دوم قبل ازمیلاد می‌باشد گفتنی است.
درخت زیتون هم زمان با کوچاندن کردان از نواحی شمال سوریه و حلب، به این منطقه راه پیدا کرد. این اتفاق در زمان شاه عباس بزرگ، ۶۰۰ سال پیش رخ داد.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
غار درفك ، درخت سرو هرزويل ، سوسن سفيد چلچراغ يا سوسن سفيد (روستاي داماش عمار لو) ، چشمه آبگرم لويه ، چشمه آب معدني سنگ رود ، سرچشمه كلشتر ، چشمه آب گرم ماست خور (منجيل ) ، سد منجيل با چشم انداز هاي طبيعي و زيباي آن ، چشم انداز ها و جاذبه هاي اطراف سد سفيد رود ، روستاي ده لاق بره سر ، ييلاق سالانسر ، پارك جنگل كندلات ، تالاب سياهرود و درياچه سد تاريك ، كوه آسمانسرا ، غار تاريك لوشان ، پل تاريخي لوشان ، ييلاق آغوزين رودبار ، ييلاق بروبن ، منطقه ييلاقي سي دشت ، منطقه ييلاقي دره دشت ، روستاي تاريخي انبوه.
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقعه شاه شهيدان عمار لو ، بقاع امام زاده ابوالحسن و ابوالفضل ، بقاع سيد عبدا و سيد قاسم ، امام زاده محمد حنيفه بيورزين ، امام زاده طاهر سر شمام رستم آباد.

***شهر رشت***
اين شهر به عنوان مركز استان ، در جلگه مركزي گيلان واقع شده است. شهر رشت در وسيع تر ين بخش دلتاي رودخانه سفيد رود با ارتفاع متوسط 8 متر از سطح دريا هاي آزاد و فاصله 330 كيلومتري شمال باختري تهران و انتهاي راه اصلي درياي خزر و مسير راه اصلي درجه يك قزوين به بندر انزلي قرار دارد. دو شاخابه از رودخانه سفيد رود به نامهاي سياهرود و گوهر رود از سوي خاور و باختر شهر رشت در جريان هستند و سرانجام به تالاب انزلي مي ريزند . بناهاي رشت از سبك معماري ويژه اي برخوردار است كه تبلور آن را در ميدان اصلي شهر ( ميدان شهرداري سابق – شهداي فعلي ) مي توان مشاهده نمود. كه اين بناها ارزش فرهنگي – هنري دارد . بازار ماهي فروشان رشت و بازار اصلي آن كه در مجاورت يكديگر قرار دارد از نقاط ديدني و مهمترين مركز خريد و فروش كالا در استان گيلان به شمار مي آيند . به استثناي منجيل و رودبار كه شهرهاي بين راهي گيلان هستند . رشت مهمترين شهري است كه در دروازه ورودي استان قرار دارد. اين موقعيت جغرافيايي رشت امتياز بالايي براي آن محسوب مي شود. اقليم اين شهر معتدل خزري است و داراي تابستان گرم و مرطوب و زمستان هاي معتدل است. شهرستان رشت داراي شش بخش ، مركزي ، خمام ، خشكبيجار ، سنگر ، كوچصفهان و لشت نشا مي باشد .
در شهر رشت عده اي از اقليت ارامنه و يهودي هم اقامت دارند . اما ساكنان اصلي آن گيلكها تشكيل مي دهند در منابع تاريخي آمده است اين شهر به احتمال قوي قبل از اسلام در زمان ساسانيان وجود داشته است. در دوران صفويه مركز گيلان بيه پس از فومن به رشت منتقل گشت و اين امر موجب افزايش اهميت بيش از پيش اين شهر شد. رشت را در گذشته دارالعماره (دارا لمرز ) نيز مي ناميدند . اين شهر در قديم تنها راه ارتباطي و بازرگاني ايران از طريق بندر انزلي به اروپا به شمار مي آمده و از زمان شاه عباس دوم تا اواخر حكومت قاجاريه شهر رشت مركز تجاري بزرگي بوده است و كاروانهايي در شهر براي خريد ابريشم توقف مي كردند و كالاهاي خود را از اين طريق به بنادر درياي مديترانه ارسال مي داشتند. در حال حاضر اين شهرستان ، به زبان گيلكي با لهجه بيه پس تكلم مي كنند و به مشاغل خدماتي ، تجارتي و صنعتي اشتغال دارند علاوه بر آن شاليكاري از عمده فعاليت هاي روستاييان اين خطه ميباشد.
شهرستان رَشت از شهرهای استان گیلان در شمال ایران است. جمعیت این شهرستان ۷۱۵٬۰۹۷ نفر (برآورد ۱۳۸۳) و مرکز آن شهر رشت است. شهرستان رشت در مختصات جغرافيايي 37 درجه و 1 دقيقه تا 37 درحه و 27 دقيقه عرض شمالي از خط استوار و 48 درجه و 35 دقيقه تا 49 درجه و 3 دقيقه طول جغرافيايي از نصف النهار مبدا در بين ارتفاعات تالش و درياي خزر واقع شده است. اين شهرستان از شمال به درياي خزر و بندر انزلي ، از جنوب ه شهرستن رودبار ، از شرق به شهرستانهاي سياهكل و آستانه اشرفيه و از غرب به شهرستانهاي فومن ، صومعه سرا و شفت منتهي مي شود. شهر رشت بعنوان مركز استان گيلان تقريباً در مركز جلگه گيلان ، در وسيع ترين بخش دلتاي رودخانه سفيد رود با ارتفاع متوسط 8 متر از سطح درياهاي آزاد و در 330 كيلومتري شمال باختري تهران و در انتهاي راه كناره اصلي درياي خزر و در مسير راه اصلي درجه يك قزوين به بندر انزلي واقع شده است. دو شاخابه از سفيد رود بنام هاي 1- سياهرود 2- گوهر رودبار از دو سوي خاور و باختر شهر رشت روان هستند و سرانجام به مرداب انزلي مي ريزند. اين شهرستان با مساحت 603/1251 كيلومتر مربع ، شامل 6 بخش : مركزي ، خمام ، خشكبيجار ، سنگر ، كوچصفهان و لشت نشاء و 18 دهستان و 296 آبادي ، كه 294 آبادي آن داراي سكنه و 2 آبادي آن خالي از سكنه است. جمعيت شهرستان طبق سرشماري سال 1375 ، 715 هزار نفر بوده است كه تراكم نسبي آن 430 نفر در هر كيلومتر مربع است كه از اين تعداد 7/68 درصد آنها شهر نشين هستند ، همچنين 32% كل جمعيت استان به اين شهرستان تعلق دارد. مردم آن آريايي نژاد و به زبان فارسي و گويش گيلكي سخن مي گويند در اين شهر عده اي ارامنه و يهودي هم اقامت دارند در گذشته عده اي يوناني نيز به سبب رونق تجارت نخ نوغان و نوغانداران به گيلان كشانده شده بودند كه اكنون كسي از آنها باقي نمانده ، ارامنه ، كليسائي در رشت دارند و در گذشته بيشتر صاحب مدرسه سالن تئاتر بودند. اين شهر از قديم آباد و مسكوني بوده و ساكنان اصلي آن را گيلكها تشكيل مي دهند. در منابع تاريخي آمده اس كه اين شهر به احتمال قوي قبل از اسلام در زمان ساسانيان وجود داشته است. در دوران صفويه مركز گيلان بيه پس از فومن به رت منتقل گشت و اين امر موجب فزوني اهميت بيش از پيش اين شهر گرديد. رشت را در گذشته دايره المعاره ( دار المرز ) نيز مي ناميدند. اين شهر در قديم تنها راه ارتباطي و بازرگاني ايران از طريق بندر انزلي به اروپا به شمار مي آمد ، از زمان شاه عباس دوم تا اواخر حكومت قاجار به شهر رشت مركز تجاري بزرگي بوده است و كاروانهايي در اين شهر براي خريد ابريشم توقف مي كردند و كالاهاي خود را از اين طريق به بنادر درياي مديترانه ارسال مي داشتند. ساكنان شهرهاي اين شهرستان عمدتاً به مشاغل خدماتي ، تجاري و صنعتي مشغول هستند و شاليكاري نيز از عمده فعاليتهاي روستاييان اين خطه مي باشد. در بخش كشاورزي ، اين ناحيه از مستعدترين مناطق استان و كل كشور محسوب مي شود. شهرستان رشت با توجه به شرايط جغرافيايي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي و سياسي ـ اداري داراي ويژگيهاي مهمي است ، همانطوريكه متذكر شديم اين شهرستان به جهت موقعيت جغرافيايي ( واقع شدن در جلگه مركزي و وسعت زياد آن ، حاصلخيزي خاك و اراضي ، مهمترين منطقه توليد و كشت برنج است ) و موقعيت ارتباطي ( واقع شدن بر رسر راه تهران ، قزوين ، انزلي ، آستارا از يك سو و مسير جاده اصلي گيلان به مازندران و شرق گيلان از سوي ديگر ) و موقعيت سياسي ـ اداري ( واقع شدن شهر رشت بعنوان مركز استان گيلان در اين قسمت ) و رونق اقتصادي و گسترش شهرهاي صنعتي و ايجاد كارخانه هاي صنعتي و به تبع آن افزايش فعاليتهاي زراعي ـ تجاري داراي اهميت مي باشد در اين شهرستان بنابر اين بررسي و مطالعه فرهنگي و اجتماعي آن از ديدگاه مردم شناسي بسيار مهم و ضروري است.

جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
عمارت كلاه فرنگي ، عمارت شهرداري ، عمارت پست ، موزه رشت ، خانه قديري ، كتابخانه ملي رشت ، خانه ابريشمي ، كليساي ارامنه ، كاروانسراي لات ، موزه ميراث روستايي گيلان ، خانه جهانگردي ، پارك قدس رشت ، بوستان ملت ، پارك دانشجو.
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
مقبره خواهر امام از نوادگان امام موسي كاظم (ع) ، بقعه امام زاده هاشم بن محمد از نوادگان امام علي (ع) (كيلومتر 30 جاده رشت به تهران ، مساجد صفي و حاج صمد خان ، بقاع متبركه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد عباس (ساغريسازان) ، مقبره داناي علي ( چمار سرا ) ، بقعه بي بي رقيه (علي آباد ) ، آرامگاه ميرزا كوچك خان جنگلي (سليمانداراب).

***شهر منجيل***
مَنجیل از شهرهای شهرستان رودبار در استان گیلان در کشور ایران است. منجیل مرکز تجاری شهرستان رودبار استان گیلان شناخته می‌شود. سد سفیدرود در نزدیکی این شهر ساخته شده است.
منجیل در منطقه‌ای کوهستانی در کرانه خاوری سفیدرود قرار دارد. این منطقه‌ای به شدت بادخیز است. در سال‌های اخیر چندین نیروگاه بادی برای تولید برق از بادهای منطقه در منجیل نصب شده است.
سرزمینهای طبرستان و دیلم که در قسمت شمالی البرز و در پناه کوهها و دره‌های سخت‌گذر و جنگلهای انبوه قرار دارد، از قدیم الایام (حتی پیش از اسلام) حاکمیت خود را حفظ کرده بود، چنانکه زمان انوشیروان (خسرو اول ۵۷۹ – ۵۳۱ م.) تا مدتها این ولایت یک نوع حکومت خود مختار داشت.
بعد از فتوحات مسلمانان در سراسر ایران (با اینکه تا اقصی نقاط خراسان تحت نفوذ اعراب مسلمان در آمد)‌ باز هم طبرستان و دیلمان از حملات آنان محفوظ ماند. خاندانهای قدیم آن ولایت، مانند اسپهبدان و قارنیان و خانواده جستان (حدود رودبار و منجیل) همچنان به آداب و رسوم خود زندگی می‌‌کردند. همچنین، بسیاری مذهب خود را نیز حفظ کردند، تا روزگاری که گروههای از اعراب طرفدار خاندان علی و شیعیان زیدیه به آن نواحی پناه بردند و مورد حمایت همان خانواده‌ها قرار گرفتند. چنانکه وقتی «داعی کبیر» حسن بن زید در آن نواحی سکنی گزید، جمعی کثیر از مردم طبرستان و گیلان به طرفداری او برخاستند. همچنین در جنگ‌هایی که میان او و یعقوب لیث صفاری رخ داد، مردم گیلان از او حمایت نمودند.

***شهر رودسر***
اين شهر با موقعيت جلگه اي در 13 كيلومتري لنگرود و 43 كيلومتري آب گرم سخت سر ( رامسر ) قرار دارد و شامل دو محله رودسر و سريل است. رودسر ، شرقي تر ين شهر مهم گيلان است كه از شمال و شمال خاوري به درياي خزر و از جنوب به خط الراس ارتفاعات البرز منتهي مي شود. اين شهر با 14 كيلومتر مربع وسعت با توجه به نزديكي و همجواري با درياي خزر و جنگلهاي انبوه حاشيه دريا ، يكي از زيباترين مناظر طبيعي را داراست .
قديمي تر ين نام رودسر كه از منابع معتبر بدست آمده ،(كوتم يا هوسم) است. كوتم شهر بسيار كوچكي بود كه مهمترين قسمت رانكوه محسوب مي شد از اين شهر بندري ، كشتي هاي بزرگ ، كوچك ، به نقاط دور دست براي حمل بار و جابجايي مسافر رفت و آمد مي نمودند. شهرستان رودسر داراي چهار بخش مركزي چابكسر ، رحيم آباد و كلا چاي بوده و يكي از روستاهاي رودسر به نام تميجان در زمان سلطنت شاه عباس اول داراي ضرابخانه بوده كه سكه هاي ضرب شده در اين محل موجود است. مقدسي جغرافي دان معروف در سال 375 هجري قمري در كتاب ( احسن التقاسين في معرفه الاقاليم) آورده ، هوسم را بازاري نيكو و مسجد جامع اي نزديك مقر حاكم است ، مردم رودسر داراي عواطف و پايبند به اصول مذهبي مي باشند. اين مطلب را رابينو در كتاب ولايت دارالمرز گيلان بدين صورت آورده « مردم رودسر به ملايمت طبع و علاقه مندي به مذهب معروف مي باشند . ضمناً گليم بافي ، نمد مالي و چادر شب بافي از مهمترين صنايع دستي منطقه محسوب مي شود.
شهرستان رودسر با وسعتی حدود 1340 کیلومتر مربع در شرق استان و سومین شهر وسیع گیلان می‌‌باشد. رودسر از شمال به دریا، از جنوب به سلسله جبال البرز و از شرق به استان مازندران و از غرب به لنگرود منتهی می‌شود. شهرستان رودسر دارای چهار بخش مرکزی، کلاچای، چابکسر و رحیم آباد می‌‌باشد. قومیت مردم رودسر گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پیش (شرق گیلان) تکلم می‌‌کنند. مذهب مردم رودسر شیعه جعفری و اثنی عشری است رودسر در زمانهای قدیم به نامهای کوتم و هوسم نامیده می‌شود و دارای تاریخ بسیار دوری می‌‌باشد. یکی از روستاهای رودسر به نام تیمجان در زمان سلطنت شاه عباس اول دارای ضرابخانه بوده که سکه‌های ضرب شده در این محل موجود است مقدسی جغرافی دان معروف در سال 375 هجری قمری در کتاب (احسن التقاسیم فم معرفه الاقالیم) آورده هوسم را بازاری نیکو و مسجد جامعی نزدیک مقرحاکم است و یا حمداله مستوفی در سال 740 هجری قمری از هوسم به عنوان بندر و لنگرگاه کشتی‌هایی که از گرگان و طبرستان آذوقه حمل می‌‌کردند یا نموده مردم [رودسر] دارای عواطف و پایبند به اصول مذهبی می‌‌باشند. این مطلب را رابینو در کتاب ولایات دارلمرز گیلان بدین صورت آورده: مردم رودسر به ملایمت طبع و علاقه مندی به مذهب معروف می‌‌باشند اقتصاد مردم رودسر به علت قرار گرفتن درکنا دریا و زمین‌های مناسب بیشتر بر پایه کشاورزی و ماهیگیری استوار است. از محصولات تولید شده در رودسر می‌‌توان برنج، چای، مرکبات، گندم، جو، فندق، گردو، حبوبات، گل گاوزبان و انواع سبزی و ابریشم را نام برد. تنوع و فراوانی در رودسر باعث گردیده تا بازار هفتگی آن که در روزهای یکشنبه دایر می‌‌گردد از رونق فراوانی برخوردار باشد. بافت چادرشب، لباس قاسم آبادي ،حصیر، جوراب پشمی، زنبیل، نمد بافی و تولید انواع سرامیک و سفال را نام برد که اغلب در یکشنبه بازار رودسر عرضه می‌‌گردد.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
منطقه سفيد آب رحيم آباد ، منطقه جنگلي و كوهستاني سرولات ، منطقه ييلاقي جواهر دشت ، ساحل زيباي رودسر ، چشمه آب معدني سجيران ، دهكده ييلاقي شوييل ، لسبو ، مجموعه ساحلي و اقامتي چابكسر سرولات ، مجموعه ساحلي و اقامتي رودسر ، لله رود ، مجتمع ساحلي كلاچاي ، واجارگاه ، پارك جنگلي لله رود، گنبد هشت ضلعي پير محله ، قلعه بند بن قاسم آباد ، پل تاريخي تميجان.
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
سيد مبين و سيد معين از فرزندان امام موسي كاظم (ع) ، سيد نصر كيا و كوته ، بقعه ابو جعفر ثار حسن.

***شهر املش ***
شهر تاريخي املش در فاصله 75 كيلومتري رشت در منطقه كوهپايه اي واقع شده است. رودخانه شلمان رود اين شهر را به دو قسمت تقسيم مي نمايد و با توجه به راكد بودن آب اين رودخانه در گذشته به آبلش معروف بوده كه به تدريج به املش تغيير نام يافته است. مردم آن در ساخت ظروف سفالي و نمد مالي مهارت خاصي دارند و سه شنبه بازار املش نمونه كاملي از بازارهاي سنتي گيلان است ، كه مردم اين منطقه با حضور گسترده خود رونق خاصي به آن مي بخشند. مردم اين شهر روزهاي بازار را گالش بازار مي نامند. اين شهرستان شامل دو بخش مركزي و رانكوه بوده و اقتصاد اين منطقه بر پايه كشاورزي و دامداري است از محصولات مهم كشاورزي املش مي توان چاي ، برنج و گندم را نام برد ، ساكنين جلگه به پرورش گاو ، طيور و كرم ابريشم مشغولند و در مناطق كوهپايه اي و كوهستاني به پرورش زنبور عسل مي پردازند.
"رومن گيرشمن" رئيس هيأت كاوش هاي باستان شناسي وقت ايران ، اشياي به دست آمده از املش را متعلق به قرن 8 و 9 ق . م مي داند و معتقد است اطلاعاتي كه از دوران آغاز تمدن ايراني به دست آمده نتيجه كشفيات اتفاقي دهقانان در ناحيه جنوب غربي درياي مازندران است.
عمده آثاري كه از آن به عنوان هنر املش ياد مي شود از تپه ها و گورستان هايي يافت شده كه در حوزه ي جنوبي شهرستان رودسر واملش و بيشتر در نقاط كوهستاني مستقر بوده اند. اين آثار متأسفانه توسط حفاران غير مجاز مورد دستبرد قرار گرفته اند. بيشتر آثاري كه منسوب به املش است و در موزه هاي گوناگون عرضه شده ، از منطقه قيس آباد ( غياث آباد ) به دست آمده اند.
گيرشمن آثار به دست آمده از قبور املش را متعلق به دوره مگالتيك يعني سه هزار سال قبل مي داند. او معتقد است در هنر املش آثار زيادي از نفوذ هنر بين النهرين مشهود نيست. كوه هاي مرتفع و صعب العبوري كه اين مردم در آن زندگي مي كردند دنباله جبال قفقاز است و آثار هنر ايران شباهت به آثاري دارد كه در آغاز عصر آهن در قفقاز پرورش يافته بود. وجود مجسمه هاي كوچك برنزي در اين ناحيه ما را وا مي دارد تصور كنيم رابطه اي ميان هنرمندان املش با نواحي قفقاز وجود داشته و شايد اين هنرمندان از همان مردماني باشند كه پيش از آمدن به سرزمين ايران از كوه هاي قفقاز عبور كرده اند.
پروفسور آندره گدار كه اولين رئيس مؤسسه ي باستان شناسي ايران بود ، جنس اشياي به دست آمده از گورستان هاي نواحي املش ، پيركوه ، ديلم و ديگر روستاها را بيشتر از سفال سرخ رنگ دانسته است. طبق نظر او در گورستان هاي ديلم ، اشياي سفالي منقوش اگر هم وجود داشته باشد كشف نشده است ، اما مقدار زياد اشياي طلا و نقره كشف شده در اين ناحيه نشان مي دهد تزئينات آنها گاهي با هنر يوناني ها يا هنر آتروسك وابسته بوده است.
از آثار كشف شده از املش بايد از دو چشم بند برنزي مربوط به زين و يراق اسب نام برد كه كتيبه اي به خط ميخي بر روي آنهاست و اسامي دو تن از شاهان مانايي و اورارتويي يعني "منوا" و "آرگيشتي" بر روي آن حك شده است.
شاه آرگيشتي همان حاكم اورارتويي است كه به وجود كتيبه اي از او در آبادي رازليق نزديك سراب اشاره شده است. پيدا شدن نام او بر روي چنين وسيله اي در املش خبر از ارتباط فرهنگي – هنري و يا به نوعي بازرگاني بين مناطق حاشيه درياي مازندران و ممالك تحت سيطره اورارتورهاست و شايد هم هديه اي ارسالي براي يكي از حكام دوره آغاز تاريخي املش باشد.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
مناطق ييلاقي و باغات چاي ، غار تلابن گورج و هفت خم تله سر ، چشمه آب معدني لوزان ، يخچال طبيعي ملجادشت ، دهكده ييلاقي خسيل دشت ، هلو دشت و تالاب زربيجار ، پارك هاي قديمي گلستان ، آبي بيجار و ميرزا كوچك خان ، بافت تاريخي شهر املش ، برج تاريخي ميل امام با ارتفاع 7 متر ، خانه هاي قديمي خاندان صوفي (املش) ، قلعه شاه نشين قلعه .
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقاع متبركه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد اسماعيل از نوادگان امام موسي كاظم (ع) ، بقاع چهار تن از سلاطين كيايي ، بقعه امام زاده سر تربت.

***شهر لنگرود ***
اين شهر با موقعيت جلگه اي ، در مختصات جغرافيايي 60كيلومتري شهر رشت و ارتفاع 5 متري از سطح درياي خزر واقع شده است . شهر لنگرود در 12 كيلومتري شمال شرقي لاهيجان و ده كيلومتري شمال غرب رودسر ، در دشتي باز و وسيع واقع شده است . اين شهر نيز از شهرهاي نسبتا قديمي گيلان است و از زماني كه تجارت در گيلان رونق يافت ، توسعه پيدا كرد . در گذشته لنگرود مهمترين منطقه كشت كنف در گيلان بود و چمخاله نيز ، يكي از نقاط توريستي گيلان بشمار مي آيد.
لنگرود داراي قدمت تاريخي زيادي است و نام آن 900سال قبل (512 هجري قبري ) در كتب تاريخي آمده است. بافت قومي مردم ، گيلك و به زبان گيلكي با لهجه بيه پس تكلم مي كنند. در زمينه كشاورزي خصوصا كشف كنف از شهر هاي مهم محسوب گرديده ، همچنين در زمينه صنعت داراي صنايع از جمله تفنگ سازي (شكاري ) بوده كه به علت مرغوبيت و كيفيت ، خريداران زيادي داشته است . شهرستان لنگرود داراي سه بخش مركزي ، اطاقور و كومله مي باشد. شهر لنگرود در گذشته مانند ديگر شهرهاي گيلان از خانه هاي پراكنده اي بين مزارع و توتستان و بيشه ها تشكيل مي شده كه به تدريج فاصله خانه ها كمتر شد و كوي ها بوجود آمدند. كشاورزي در لنگرود همچون ديگر مناطق استان گيلان ، از رونق برخوردار است و از محصولات عمده آن مي توان انواع برنج ، چاي و صيفي جات را نام برد . صيد ماهي و بامبو بافي نيز از ديگر فعاليت هاي رايج در اين شهر ستان مي باشد.
شهرستان لنگرود در استان گيلان و مابين دو شهرستان لاهيجان و رودسر قرار دارد این شهرستان در فاصله 60 کیلومتری رشت (مرکز استان) واقع شده است و از طرف شمال و غرب به شهرستان لاهیجان،از طرف شرق به دریای مازندران و از طرفی به شهرستان رودسر، و از طرف جنوب به شهر املش (از شهرهای رودسر) منتهی میگردد. در سال 1275 ه.ق /1230 ه .ش جمعیت این شهر دو هزار نفر بوده است. اما در سرشماری عمومی نفوس سال 1375 ه.ش جمعیت این شهرستان به 135922 نفر رسیده که از این تعداد 65973 نفر در شهر لنگرود زندگی می کنند. هم اکنون شهرستان لنگرود بالغ بر ‪۱۴۰هزار نفر جمعیت دارد. دین مردمان این شهر اسلام می باشد.
اين شهرستان در دوره سلجوقيان و خوارزمشاهيان جزئي از لاهيجان مركز ولايت بيه پيش بوده و بوسيله سلاطين محلي يعني سادات كيا اداره مي‌شده است. در دوره قاجاريه به اين نواحي چندان توجهي نمي‌شد حتي در اواخر همين دوره به علت نابساماني اوضاع داخلي لنگرود و نواحي اطراف آن صحنه پيكار و كشمش‌هاي گردنكشاني بود كه هريك سوداي خاني در مخيله خود مي‌پروراندند.
ترقيات اين شهر با روي كار آمدن رضا شاه آغاز مي‌گردد البته به علت شروع جنگ جهاني دوم مجال انجام شهر سازي با اسلوب جديد در لنگرود حاصل نگرديد ولي در سالهاي اخير بيش از پيش اين شهر با حومه آن به ترقيات و پيشرفتهاي سريعي نايل آمده‌اند. بافت قومی مردم لنگرود گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پیش تکلم می‌کنند. از نوشته‌های تاریخی چنین استنباط می‌شود که زمین‌های اطراف لنگرود مساعد بوده و به مرور زمان و توسعه بازرگانی در گیلان، لنگرود هم رونق یافته و در زمینه‌های کشاورزی خصوصاً کشت کنف از شهرهای مهم محسوب گردیده، همچنین در زمینه صنعت دارای صنایع فلزی از جمله تفنگ سازی (شکاری) بوده که به علت مرغوبیت و کیفيت، خریدران زیادی داشته است. رابینو جهانگرد معروف درخصوص لنگرود چنین می‌نویسد: «کناره‌های رودخانه لنگرود زیباترین منظره‌ای است که من در ایران دیده ام».
لنگرود دارای هشت محله به نام‌های فشکالی محله ، سوتال محله، در مسجد، کاسه گر محله، قصاب محله،گشته مردخال،انزلی محله و راه پشته است که هر یک دارای اعتبار خاصی است.بندر چمخاله که در شش کیلومتری لنگرود قراردارد از جاذبه‌های گردشگری است و همانند دیگر بنادر دارای فعالیت‌های تجاری بوده که در حال حاضر بسیار محدود است. طبیعت مناسب سبب گردیده مردم لنگرود به کارهای کشاورزی علاقه‌مند باشند.محصولات اين شهرستان عبارتند از چاي و برنج و كنف و ابريشم و سيفي جات خربزه‌آن به علت شيريني و خوبي جنس در سراسر شمال ايران مشهور است. روستاييان در دهات و قصبات اطراف با وسايل نقليه مختلف من جمله قايق محصولات خود را به لنگرود مي‌آورند. اين قايقهاي كوچك كه اغلب آنها ارتفاعشان تا سطح آب از 40 سانتيمتر تجاوز نمي‌كند به زبان محلي نو (Now) خوانده مي‌شود. روستاييان پس از فروش فرآورده‌هاي خود با خريد قند و شكر و قماش و ساير مايحتاج ضروري به روستاها باز مي‌گردند معمولاً روزهاي دوشنبه و چهارشنبه هنگام تشكيل بازار عمومي است كه در دهات گيلان به آن گوراب Gourab مي‌گويند. آنچه در اين شهر و ساير شهرهاي گيلان جلب توجه مي‌كند پوشش اغلب خانه‌ها بوسيله سفال است كه آنها را از ساير شهرهاي ايران متمايز مي‌سازد ولي اندك اندك پوشش فلزي(شيرواني) جاي سفال را خواهد گرفت…..
در لنگرود و اطراف آن بناهاي تاريخي متعددي وجود داشته است كه اكنون اثري از آنها برجاي نيست آب و هواي مرطوب اين ناحيه استفاده از مصالح ساختماني كم دوام ايجاد حريق‌هاي مكرر و عدم توجه مردم سبب نابودي آنها گشته است.از آنچه بر جاي مانده است پاره‌اي را برگزيده‌ام و مشخصات آنها را به اختصار بيان مي‌نمايم :
پل خشتی لنگرود این پل روی رودخانه ای که لنگرود نام دارد و آب آن از یکی از نهرهای سفیدرود است،و از میان داخل شهر می گذرد، بناء شده است.طول این پل بالغ بر 37 متر است و عرض آن 5/4 متر و ارتفاع بلندترین نقطه پل از سطح رودخانه 70/9 سانتی متر است. که دو قسمت شهر فشکالی محله را به راه پشته متصل می سازد.این پل را شخصی به نام (حاجی آقا پرد) ساخته و بنابر روایتی پل مزبور در محل پل قدیمی بدستور حاجی آقا بزرگ منجم باشی، در زمان سلطنت فتحعلی شاه، ساخته شده است.و در کتاب (دارالمرز ولایت ،گیلان،رابینو) در مورد این پل چنین آمده است: پل خشتی لنگرود،پلی که با آجر و ساروج ساخته شده و دارای دو دهانه فراخ برای عبور کشتی است،37 متر طول و12 متر ارتفاع دارد و مربوط به دوران صفویه است، در بعضی جاها نیز به عهد تیموری و ایلخانیان نسبت می دهند.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
تالاب بين المللي كيا كلايه ، پارك فجر ، ساحل چمخاله ، منطقه ليلا كوه ، پارك جنگلي بلورد كان ، پارك جنگلي خرما ، منطقه ييلاقي هلود ، پارك جنگلي مريدان ، غار ليارود ، پل خشتي لنگرود ، خانه هاي منجم باشي و دريا بيگي ، قلعه درزبن، پل آجري بلورد كان ، بافت تاريخي لنگرود ، مجموعه دريا بيگي.
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقعه سيد محمد تقي ( كوشالشاد) مسجد جامع لنگرود ، بقعه ملاط ، بقعه آقا سيد حسين لنگرود

***شهر لاهيجان ***
لاهيجان از زيباترين شهرهاي گيلان و از جمله ايران مي باشد. موقعيت جغرافيايي اين شهر در ناحيه كوهپايه اي ، كه تپه ماهورهايي آن را به بوته هاي هميشه سبز چاي در رديف كاريهاي منظم هندسي پوشانده است ، همراه با معماري بسيار زياد و خانه هاي ويلايي با سقفها و رنگها آميزي متنوع ، جلوه زيبايي به شهر بخشيده است. به عبارت ديگر در لاهيجان زيبايي هاي طبيعت و شهر سازي يكديگر را تكميل كرده اند. اين شهر سرزميني هموار و جلگه اي است كه حاصل رسوبات به جا مانده از رودهاي گيلان مي باشد. از نظر موقعيت جغرافيايي و ويژگيهاي تاريخي يكي از شهرهاي گيلان به شمار مي رود و مدتها مركز بخش ( ( بيه پيش)) گيلان بوده است وجه تسمه لاهيجان ريشه در ويژگي اقتصادي آن دارد. به طوري كه كلمه لاهيجان از دو جزء ( لاه ) به معني ابريشم و (جان) ؛ پسوند مكان تشكيل شده است ، كه در معني شهر ابريشم است. آب و هواي آن در بخش جلگه اي معتدل مرطوب و در كوهستاني سردسير و خوش آب و هوا است. اين شهر قدمتي 800ساله دارد و به روايتي توسط ( لاهيج بن سام بن نوح ) ساخته شده است . لاهيجان داراي دو بخش مركزي و رودبنه مي باشد كه به گويش گيلكي (بيه پيش) تكلم مي نمايند و از نظر اقتصادي به جهت ، رونق باغداري در بخش هاي چاي و مركبات ، وجود جاليزهايي چون هندوانه و نيز پرورش كرم ابريشم بامبو بافي و سفالگري در كنار توليد برنج ، باعث رشد بيشتر و شكوفا شدن اقتصاد اين منطقه شده است. شهرستان لاهيجان به علت قرار گرفتن در كوهپايه هاي زيباي البرز ، لقب پايتخت گردشگري جهان اسلام را به خود اختصاص داده و نيز نزديكي به مركز استان ، موجب گسترش سرمايه گذاري در صنعت گردشگري گرديده است .

لاهيجان از زيباترين شهرهايِ گيلان است. موقعيت جغرافياييِ اين شهر در ناحية پايكوهي كه تپه‌ماهورهايِ آن را بوته‌هايِ هميشه سبزِ چاي، در رديف‌كاري‌هايِ منظمِ هندسي پوشانده است، همراه با معماريِ زيبا و خانه‌هايِ ويلايي با سقف‌هايِ سفالي و رنگ‌آميزيِ سفيد، جلوة زيبايي به سيمايِ شهر بخشيده است. به عبارت ديگر، در لاهيجان، زيبايي‌هايِ طبيعت و شهرسازي همديگر را تكميل كرده اند.
شهرستان لاهيجان در ناحية شرقيِ استان گيلان واقع شده است و از شمال به درياي خزر، از جنوب به شهرستان سياهكل، از شرق به شهرستان‌هايِ لنگـرود و رودسر، و از غرب به شهرستان‌هايِ آستانة اشرفيه و رشت محـدود مي‌شود. اين شهرستان، سرزميني هموار و جلگه‌اي است كه حاصلِ رسوباتِ به‌جامانده از رودهايِ گيلان مي‌باشد. جلگة لاهيجان به علت زيبايي و قدرت حاصلخيزيِ اراضي و وجود فرآورده‌هايِ كشاورزي و منابع اقتصادي، در بين ديگر شهرهايِ استان اهميت خاصي دارد. هموارترين نقطة اين سرزمين، در قسمت‌هايِ شماليِ مجاورِ درياست و هرچه از شمال به طرف جنوب پيش رويم، بر ارتفاعِ آن افزوده مي‌شود. قسمتي از رشته‌كوه البرز، ناحية بزرگي از جنوب اين شهرستان را شامل مي‌گردد و مهم‌ترين رودخانة جاري در آن «پرده‌سر» است.
شهرستان لاهيجان داراي دو ناحية عمدة جغرافياييِ جلگه‌اي و كوهستاني است. در ناحية جلگه‌اي، نوارِ باريكِ ساحلي و در ناحية كوهستاني، محدوده‌هايِ كوهپايه‌اي، جنگلي و مرتعي در ارتفاعاتِ مختلف به چشم مي‌خورد. آب‌وهواي نواحيِ ساحلي و جلگه‌ايِ شهرستان لاهيجان، مرطوب و در فصول مختلف داراي شرايط خيلي مطلوب مي باشد و در كوهستان، نيمـه‌‌مرطوب و داراي شرايط متوسط است. ميـزان بارنـدگي در شهرستـان لاهيجان، سالانـه 1000 تـا 1400 ميلي‌متر مي‌باشد. كشاورزي (كشت چاي، برنج، حبوبات، درختان ميوه، كنف و درخت توت)، پرورش كرم ابريشم و همچنين صيد ماهي و شكار، فعاليت‌هايِ اقتصاديِ اين منطقه را تشكيل مي‌دهد.
لاهيجان از نظر سابقة شهري قدمت زيادي دارد و قبل از رشت، مركز ايالت گيلان بوده است. علاوه بر آن، حتي پس از اين‌كه رشت از دورة صفويه اهميت يافت، بازهم لاهيجان به دليل سوابق تاريخي و موقعيت جغرافيايي، مركزِ گيلانِ «بيه‌پيش» باقي‌ماند. اهميت لاهيجان به عنوان يك شهرِ توريستي علاوه بر زيبايي‌هايِ طبيعيِ آن، چشم‌اندازهايِ زراعيِ باغ‌هايِ چاي است.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
تله كابين ، تالاب بين المللي امير كلايه ، بام سبز و استخر لاهيجان ، آبشار شاه نشين ، موزه تاريخ چاي ايران و آرمگاه كاشف السلطنه، پل خشتي لاهيجان ، حمام گلشن ، بافت تاريخي لاهيجان ، غار شيخان بر يا شيخان ور، خانه محمد صادقي
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقيه چهار پادشاه محل دفن (سيد خرم ، هادي ، علي و حسن كيا ) مساجد جامع و اكبريه ، مقبريه شيخ تاج الدين ابراهيم ملقب به زاهد گيلاني ، بقعه سيد رضا كيا از فرزندان امام علي نقي (ع) ، بقاع سيد احمد مير شمس الدين ، سيد حسن ، سيد موسي از فرزندان امام موسي كاظم (ع).

***شهر آستانه اشرفيه ***
اين شهر با موقعيت جلگه اي به عنوان مركز شهرستان آستانه اشرفيه در فاصله 30 كيلومتري شهر رشت و 8 كيلومتري لاهيجان واقع شده است. آستانه اشرفيه از شهرهاي تاريخي استان گيلان به شمار مي رود كه در گذشته به نام كوچان معروف بوده است . البته در كنار ساير علل اهميت اين شهرستان ، مي توان به بارگاه ملكوتي سيد جلال الدين اشرف ، برادر امام رضا(ع) اشاره نمود. در كتاب جنگ نامه حضرت سيد جلال الدين اشرف، چنين آمده ،ايشان قبل از شهادت وصيت نمودند كه جنازه وي را در يك تابوت گذاشته ، به جريان آب سفيد رود بسپارند. بعد از شهادت وي در منطقه رودبار بنا به وصيت ايشان تابوت بعد از سه روز در كوچان ( نام قديم آستانه اشرفيه ) كناره گرفت . تا سال 311 ه.ق بناي مزار بسيار ساده بود كه به دستور گوهر شاد خانم دختر كيا رستم بقعه اي عظيم به نام ايشان بنا شد. گفتني است سالانه حدود يك ميليون نفر از اين مكان مذهبي بازديد مي كنند. شهرستان آستانه اشرفيه داراي دو بخش مركزي و بندر كياشهر مي باشد. اقتصاد اين منطقه وابستگي شديدي به كشاورزي دارد و حدود 58% اشتغال شهرستان در بخش كشاورزي است البته قابل ذكر مي باشد محصولات كشاورزي اين شهرستان به دليل مرغوبيت خاك و شرايط اقليمي از كيفت بالايي برخوردار است. برنج ، بادام زميني ، چاي و پرورش كرم ابريشم از عمده ترين توليدات كشاورزي ومروار بافي از فعاليت هاي جاري منطقه محسوب مي شود .
آستانه اشرفيه در طول جغرافيايي 49 درجه و 56 دقيقه و عرض جغرافيايي 37 درجه و 16 دقيقه قرار دارد و ارتفاع آن از سطح درياي آزاد 5 متر پايين تر است. شهرستان آستانه اشرفيه از شهرستان هاي استان گيلان است كه در 40 كيلومتري رشت و در مسير راه اصلي كناره درياي مازندران‌است. آستانه‌اشرفيه از شمال به درياي مازندران از خاور به لاهيجان، از جنوب به املش و از باختر به رشت محدود است. شاخ فرعي از سفيد رود كنار شهر آستانه و شاخ آب اصلي از 4 كيلومتري شمال‌باختري آن مي‌گذرد. آب و هواي آن معتدل و بسيار مرطوب بوده بيش‌ترين درجه گرما در تابستان 32+ و كم‌ترين درجه در زمستان 3+ است. ميزان بارندگي سالانه به طور متوسط 1500 ميلي متر است.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
پارك ساحلي آستانه ، پارك جنگلي بندر كياشهر ، اسكله ماهيگيري و قايقراني بندر كياشهر ، پارك جنگلي صفرا بسته ، تالاب بندر كياشهر ، آرامگاه استاد دكتر معين ، پل خشكي نياكو
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بارگاه رفيع حضرت سيد جلال الدين اشرف ، بقاع متبركه آقا سيد محمد بن جعفر از فرزندان امام جعفر صادق ( ع) و آقا سيد حسن از نوادگان امام موسي كاظم (ع).

***شهر سياهكل***
اين شهر با موقعيت جلگه اي ، در فاصله 15 كيلومتري شهر لاهيجان واقع شده است و رودخانه كوچكي به نام شهر جوب از وسط آن عبور مي نمايد كه زيبايي خاصي به اين شهر بخشيده است (شیمرود از کنار شهر سیاهکل می گذرد و شهر جوب شاخه ای از آن است، شیم به معنی خشمگین است و چون این رود در شیب تندی جریان دارد این نام را بر آن نهاده اند.). با توجه به موقعيت جغرافيايي داراي آب و هواي معتدل و مرطوب است كه آب و هواي خنك تر قسمت كوهپايه اي ، آن را تحت تاثير قرار مي دهد . نام اين شهر از دو كلمه (سي و كل ) تشكيل شده .كه (سي) به معني پاي كوه و (كل) به معني جايگاه است. كه به مرور زمان به سياهكل تغيير يافته است در حال حاضر اين شهرستان داراي دو بخش مركزي و ديلمان مي باشد . كه اين منطقه هم از نظر چشم انداز هاي طبيعي و هم از نظر تاريخي از نقاط ديدني استان گيلان به شمار مي رود. اين منطقه سرزمين قوم باستاني ديلم است. راه اصلي اين ييلاق ها از شهر سياهكل مي گذرد و پس از عبور از اين شهر در امتداد مسير شيم رود تا ارتفاعات كوهستاني ديلمان پيش مي رود. طبيعت سر سبز و زيبا و خانه هاي بومي لته پوش (تخته سر) با مردمي خون گرم و مهمان نواز بر جاذبه هاي گردشگري اين منطقه مي افزايد.
سياهكل داراي سابقه تاريخي درخشاني است ، ديلمان خاستگاه يكي از قدرتمند تر ين سلسله هاي حكومتي ايران به نام آل بويه ( آل بویه اهل روستای لیش در 2 کیلومتری شهر سیاهکل بودند که در کتب تاریخی از آن با نام کیاکولیش یاد کرده اند، یعنی لیش متعلق به کاکوه) است ، كه حتي توانستند بغداد را نيز به تصرف در آورند اين سرزمين كه بعنوان پناهگاه شيعيان مشهور بوده ، دانشمندان زيادي را نيز به جامعه ايراني تحويل داده است. كه هم اكنون تجانس خود را حفظ كرده اند. اقتصاد اين شهرستان بر پايه دامداري و كشاورزي است و عمده تر ين توليدات در اين زمينه : ميوه جات ، پرورش كرم ابريشم ، عسل مرغوب و محصولات جاليزي مي باشد كه در كنار آن توليدات سفال تزييني و دوخت لباسهاي محلي و معرق نيز رونق خاصي دارد.
سياهكل، شهرستان سرسبزي است خفته در پاي قلة سركش درفك كه جنگلي انبوه همچون نگين انگشتري، آن را دربرگرفته است. اين منطقه با تاريخ پْرفراز و نشيبش، با تحولات فراواني روبه‌رو گرديده و هم‌اينك در جوار منطقه‌اي به نام « برفجان » رشد و گسترش يافته است. شهرستان سياهكل در ناحية شرقي استان گيلان واقع شده و از شمال و شمال‌شرقي به لاهيجان، از شرق به لنگرود، از جنوب‌شرقي به املش و رودسر، از جنوب به مازندران، از جنوب‌غربي به رودبار و از غرب به رشت محدود مي‌شود. همچنين قسمتي از رشته‌كوه البرز، ناحية بزرگي از جنوب اين منطقه را شامل مي‌گردد. مهم‌ترين رودخانه‌هاي جاري در آن، « شيمرود » و « خرارود » است. اين منطقه داراي دو ناحية عمدة جغرافياييِ جلگه‌اي و كوهستاني است. آب‌وهواي ناحية جلگه‌اي، مرطوب؛ و كوهستاني، نيمه‌مرطوب است. ميزان بارندگي در شهرستان سياهكل، حدود 1400-1000 ميلي‌متر مي‌باشد. دستبافت‌هاي پشمي و توليد سفال، از جمله صنايع دستي آنان است و مهم‌ترين محصولات اين ناحيه عبارتند از: برنج، جو، توتون، چاي، فندق، سيب‌زميني، گردو و مواد لبني.
مهم‌ترين قسمت اين شهرستان كه داراي پيشينة تاريخي مي‌باشد « ديلمان » است و مهم‌ترين روستاي آن « اسپيلي » مي‌باشد. ديلمان در گذشته وسعت بسياري داشته و از يك‌طرف به مازندران و از طرف ديگر به قزوين محدود و در قرون چهارم و پنجم هجري‌قمري، مقر حكومت ديلميان بوده و گيلان يكي از ولايات آن محسوب مي‌شده است، امِا پس از انقراض خاندان آل‌بويه و تعرض سرداران محلّي، اين سرزمين وسيع كم‌كم كوچك شده، تا امروز كه يكي از بخش‌هاي گيلان به‌شمار مي‌آيد.
در اين‌خصوص، « مقدِسي » در كتاب « احسن التقاسيم » مي‌نويسد: « ديلم (ديلمان) داراي پنج كوره (شهرستان) است كه از جانب خراسان به قومس (حدود دامغان) محدود شده و گرگان، طبرستان، ديلمان و خزر در ميان اين نواحي قرار دارد ». از سوي ديگر، « ابن حوقل » تاريخ‌نگار دورة سامانيان نيز در كتاب خود مي‌نويسد: « ناحية ديلم شامل سهل و جبل و سرزميني بوده كه از جنوب تا قزوين و طارم و قسمتي از آذربايجان و بخشي از ري، از مشرق تا طبرستان و ديگر نواحي ري، از مغرب تا قسمتي ديگر از آذربايجان و بلاد آران و از شمال به درياي خزر متّصل و محدود بوده است ».
يوحنّاي ديلمي (يكي از حواريون حضرت عيسي مسيح(ع) و صاحب يكي از اناجيل اربعة مسيحيت)، يحيي‌بن زياد ديلمي (امام كوفيان در علم نحو و متوّفي به سال 207 هجري‌قمري) و خاندان آل بويه كه از سال 325 تا سال 447 هجري‌قمري به مدّت 122 سال بر فارس، كرمان، عراق عجم و عراق عرب حكمروايي داشته و در ترويج مذهب جعفري كوشش نمودند، اهل اين ديار بوده و در زمان حكمراني ايشان، فقهاي بزرگي چون: شيخ مفيد، سيد رضي، سيد مرتضي، شيخ طوسي و رياضي‌دان و مورخ شهير، سالار ديلمي در كنف حمايت اين خاندان به نشر مذهب تشيع همت گماشته كه نشان از علاقة ديلميان به مذهب جعفري دارد. سياهكل به جهت پيشينة پْررمزورازِ تاريخي‌اش، از آثار ديدني و تاريخي بسياري برخوردار مي‌باشد. قوميت اهالي شهرستان سياهكل، گيلك است و به زبان گيلكي با لهجة بيه‌پيش (شرق گيلان) و گويش ديلمي سخن مي‌گويند. مذهب رايج اين شهرستان، شيعة اثني‌عشري است.
هم‌اينك شهرستان سياهكل با وسعت 6/1048 كيلومترمربع، جمعيت 55752 نفر و 31 درصد شهرنشين، داراي 2 شهر سياهكل و ديلمان، 2 بخش مركزي و ديلمان، 5 دهستان پيركوه، ديلمان، توتكي، خرارود و مالفجان و 251 پارچه آبادي مي‌باشد. شهر سياهكل نيز بالغ بر 17 هزارنفر جمعيّت دارد. در سال 1309، شهرداري؛ در سال 1311، بخشداري و در اواخر سال 1376، فرمانداري در اين شهرستان دائر گرديده است.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
كوهدرفك ، منطقه سرسبز ديلمان و اسپيلي ، آبشار لونك ، چشمه آب معدني لاريخاني ، منطقه آغوزي ، آبشار بابا ولي غار اسپهبدان ، تي تي كاروانسرا ، مناطق باستاني قلعه كوتي ، كوه پس و حسني محله ، قلعه كوتول شاه ، قلعه ديده باني روستاي گرماور ، حمام تاريخي ديلمان ، غار لو علي (زاگام ) ،پناهگاه سنگي گيلار كش و شلمان
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقاع متبركه سيد اسماعيل ، سيد ابراهيم ، سيد محمد صالح ، سيد احمد سيد حسين ، بقعه امام زاده تورار.

***شهر رودبار***
اين شهر از شهرهاي كوهپايه اي گيلان است و بر دامنه كوههاي البرز و تالش ، در كناره رودخانه سفيد رود و در امتداد باغهاي انبوه زيتون قرار دارد. اين موقعيت جغرافيايي منظره زيبايي را از تركيب شهر سازي و طبيعت بوجود آورده است. اين شهر يك شهر ميان راهي و عبوري است. به همين دليل بسياري از مسافران ضمن توقف كوتاه در آن به خريد محصول عمده رودبار يعني زيتون و فراورده هاي آن مي پردازند. آب و هواي اين شهر كه در جنوب استان گيلان واقع شده از نوع آب و هواي مديترانه اي است كه داراي زمستانهاي معتدل و اندكي مرطوب و تابستانهاي گرم و خشك مي باشد.
رودبار در گذشته به نام هاي مختلفي از جمله خشكه رودبار ، رودبار محمد زمان خاني ، رودبار زيتون و پيلده رودبار بوده است كه نام رودبار به دليل جريان داشتن رودخانه سفيدرود در اين شهر مي باشد. شهرستان رودبار از نظر تاريخي قديمي شش هزار ساله داشته و داراي چهار بخش مركزي ، رحمت آباد و بلوكات ، خور گام ، عمار لو ميباشد.
گفتني است مناظر بسيار زيبا در ارتفاعات پوشيده از درختان هميشه سبز زيتون ، آبهاي معدني گوارا و نيز پيشينه تاريخي و ديرينه فرهنگي منطقه كه تپه مارليك از بارزترين نشانه هاي آن است ، اين شهرستان را به يكي از استعدادهاي مهم گردشگري تبديل كرده است .

شهرستان رودبار در مختصات جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۲ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۷ دقیقه ازخط استوا و ۴۹ درجه و ۱۱ دقیقه تا ۵۰ درجه ۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبداء واقع شده‌است .این شهرستان با وسعت ۲۵۷۴ کیلومتر مربع دومین شهرستان استان گیلان به لحاظ و سعت است و از شمال به رشت، ازجنوب به استان قزوین و از غرب به فومن و استان زنجان محدود می‌شود.
شهرستان رودبار درکرانه سفیدرود و در منطقه‌ای کوهستانی قرار گرفته‌است و آب و هوای آن تحت تاثیر هوای خشک و نیمه خشک ناحیه مرکزی قراردارد از نظر آب و هوایی این منطقه به ویژه شهر زیبای رودبار دارای آب و هوای مدیترانه‌ای می‌باشند و رویش درختان زیتون در این منطقه گواه موضوع است. این منطقه درمسیر بادهای دایمی دره سفید رود قرارگرفته که بادهای منجیل آن معروف است. درواقع هنگام گذر از رودبار و رسیدن به رشت، گیلان باتمام تنوع و زیبایی‌هایش به گونه‌ای موجز و فشرده ازپیش چشم می‌گذرد.
جمعیت آن ۱۲۶۳۱۵ نفر است که از این تعداد ۶۹۶۲۰ نفر درمناطق شهری و ۵۶۶۹۵ نفر در مناطق روستایی سکونت دارند. این میزان جمعیت شهرستان رودبار که نسبت به مساحت آن ازسایر شهرستانهای استان کمتراست، این امکان را فراهم آورده تا اقوام گوناگون در کنار یکدیگر زندگی کنند و این امر منجربه تنوع مردم شناختی این شهرستان شده‌است که شامل نژادهای مختلفی چون تالش‌ها،تات‌ها، کردها و گیلکها می‌باشد.
اقتصاد این منطقه بعلت شرایط خاص اقلیمی بر پایه کشاورزی و دامداری استوار است. مهم‌ترین محصول آن زیتون می‌باشد که عمده ترین محصول کشاورزی شهرستان بوده و دارای فرآورده‌های بسیاری چون روغن زیتون و صابون است.
رودبار به نامهای مختلفی از جمله «خشکه رودبار»، «رودبارمحمد زمان خانی»،«رودبار زیتون» «پیلده رودبار» معروف بوده‌است که نام رودبار احتمالاً به دلیل جریان داشتن رودخانه سفید رود در این شهرستان پدید آمده‌است. رودبار ازنظر تاریخی دارای قدمتی ۶ هزارساله می‌باشد .آثار بدست آمده در تپه مارلیک حاکی از وجود تمدنی کهن دراین منطقه‌است که مربوط به هزاره دوم قبل ازمیلاد می‌باشد گفتنی است.
درخت زیتون هم زمان با کوچاندن کردان از نواحی شمال سوریه و حلب، به این منطقه راه پیدا کرد. این اتفاق در زمان شاه عباس بزرگ، ۶۰۰ سال پیش رخ داد.
جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
غار درفك ، درخت سرو هرزويل ، سوسن سفيد چلچراغ يا سوسن سفيد (روستاي داماش عمار لو) ، چشمه آبگرم لويه ، چشمه آب معدني سنگ رود ، سرچشمه كلشتر ، چشمه آب گرم ماست خور (منجيل ) ، سد منجيل با چشم انداز هاي طبيعي و زيباي آن ، چشم انداز ها و جاذبه هاي اطراف سد سفيد رود ، روستاي ده لاق بره سر ، ييلاق سالانسر ، پارك جنگل كندلات ، تالاب سياهرود و درياچه سد تاريك ، كوه آسمانسرا ، غار تاريك لوشان ، پل تاريخي لوشان ، ييلاق آغوزين رودبار ، ييلاق بروبن ، منطقه ييلاقي سي دشت ، منطقه ييلاقي دره دشت ، روستاي تاريخي انبوه.
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
بقعه شاه شهيدان عمار لو ، بقاع امام زاده ابوالحسن و ابوالفضل ، بقاع سيد عبدا و سيد قاسم ، امام زاده محمد حنيفه بيورزين ، امام زاده طاهر سر شمام رستم آباد.

***شهر رشت***
اين شهر به عنوان مركز استان ، در جلگه مركزي گيلان واقع شده است. شهر رشت در وسيع تر ين بخش دلتاي رودخانه سفيد رود با ارتفاع متوسط 8 متر از سطح دريا هاي آزاد و فاصله 330 كيلومتري شمال باختري تهران و انتهاي راه اصلي درياي خزر و مسير راه اصلي درجه يك قزوين به بندر انزلي قرار دارد. دو شاخابه از رودخانه سفيد رود به نامهاي سياهرود و گوهر رود از سوي خاور و باختر شهر رشت در جريان هستند و سرانجام به تالاب انزلي مي ريزند . بناهاي رشت از سبك معماري ويژه اي برخوردار است كه تبلور آن را در ميدان اصلي شهر ( ميدان شهرداري سابق – شهداي فعلي ) مي توان مشاهده نمود. كه اين بناها ارزش فرهنگي – هنري دارد . بازار ماهي فروشان رشت و بازار اصلي آن كه در مجاورت يكديگر قرار دارد از نقاط ديدني و مهمترين مركز خريد و فروش كالا در استان گيلان به شمار مي آيند . به استثناي منجيل و رودبار كه شهرهاي بين راهي گيلان هستند . رشت مهمترين شهري است كه در دروازه ورودي استان قرار دارد. اين موقعيت جغرافيايي رشت امتياز بالايي براي آن محسوب مي شود. اقليم اين شهر معتدل خزري است و داراي تابستان گرم و مرطوب و زمستان هاي معتدل است. شهرستان رشت داراي شش بخش ، مركزي ، خمام ، خشكبيجار ، سنگر ، كوچصفهان و لشت نشا مي باشد .
در شهر رشت عده اي از اقليت ارامنه و يهودي هم اقامت دارند . اما ساكنان اصلي آن گيلكها تشكيل مي دهند در منابع تاريخي آمده است اين شهر به احتمال قوي قبل از اسلام در زمان ساسانيان وجود داشته است. در دوران صفويه مركز گيلان بيه پس از فومن به رشت منتقل گشت و اين امر موجب افزايش اهميت بيش از پيش اين شهر شد. رشت را در گذشته دارالعماره (دارا لمرز ) نيز مي ناميدند . اين شهر در قديم تنها راه ارتباطي و بازرگاني ايران از طريق بندر انزلي به اروپا به شمار مي آمده و از زمان شاه عباس دوم تا اواخر حكومت قاجاريه شهر رشت مركز تجاري بزرگي بوده است و كاروانهايي در شهر براي خريد ابريشم توقف مي كردند و كالاهاي خود را از اين طريق به بنادر درياي مديترانه ارسال مي داشتند. در حال حاضر اين شهرستان ، به زبان گيلكي با لهجه بيه پس تكلم مي كنند و به مشاغل خدماتي ، تجارتي و صنعتي اشتغال دارند علاوه بر آن شاليكاري از عمده فعاليت هاي روستاييان اين خطه ميباشد.
شهرستان رَشت از شهرهای استان گیلان در شمال ایران است. جمعیت این شهرستان ۷۱۵٬۰۹۷ نفر (برآورد ۱۳۸۳) و مرکز آن شهر رشت است. شهرستان رشت در مختصات جغرافيايي 37 درجه و 1 دقيقه تا 37 درحه و 27 دقيقه عرض شمالي از خط استوار و 48 درجه و 35 دقيقه تا 49 درجه و 3 دقيقه طول جغرافيايي از نصف النهار مبدا در بين ارتفاعات تالش و درياي خزر واقع شده است. اين شهرستان از شمال به درياي خزر و بندر انزلي ، از جنوب ه شهرستن رودبار ، از شرق به شهرستانهاي سياهكل و آستانه اشرفيه و از غرب به شهرستانهاي فومن ، صومعه سرا و شفت منتهي مي شود. شهر رشت بعنوان مركز استان گيلان تقريباً در مركز جلگه گيلان ، در وسيع ترين بخش دلتاي رودخانه سفيد رود با ارتفاع متوسط 8 متر از سطح درياهاي آزاد و در 330 كيلومتري شمال باختري تهران و در انتهاي راه كناره اصلي درياي خزر و در مسير راه اصلي درجه يك قزوين به بندر انزلي واقع شده است. دو شاخابه از سفيد رود بنام هاي 1- سياهرود 2- گوهر رودبار از دو سوي خاور و باختر شهر رشت روان هستند و سرانجام به مرداب انزلي مي ريزند. اين شهرستان با مساحت 603/1251 كيلومتر مربع ، شامل 6 بخش : مركزي ، خمام ، خشكبيجار ، سنگر ، كوچصفهان و لشت نشاء و 18 دهستان و 296 آبادي ، كه 294 آبادي آن داراي سكنه و 2 آبادي آن خالي از سكنه است. جمعيت شهرستان طبق سرشماري سال 1375 ، 715 هزار نفر بوده است كه تراكم نسبي آن 430 نفر در هر كيلومتر مربع است كه از اين تعداد 7/68 درصد آنها شهر نشين هستند ، همچنين 32% كل جمعيت استان به اين شهرستان تعلق دارد. مردم آن آريايي نژاد و به زبان فارسي و گويش گيلكي سخن مي گويند در اين شهر عده اي ارامنه و يهودي هم اقامت دارند در گذشته عده اي يوناني نيز به سبب رونق تجارت نخ نوغان و نوغانداران به گيلان كشانده شده بودند كه اكنون كسي از آنها باقي نمانده ، ارامنه ، كليسائي در رشت دارند و در گذشته بيشتر صاحب مدرسه سالن تئاتر بودند. اين شهر از قديم آباد و مسكوني بوده و ساكنان اصلي آن را گيلكها تشكيل مي دهند. در منابع تاريخي آمده اس كه اين شهر به احتمال قوي قبل از اسلام در زمان ساسانيان وجود داشته است. در دوران صفويه مركز گيلان بيه پس از فومن به رت منتقل گشت و اين امر موجب فزوني اهميت بيش از پيش اين شهر گرديد. رشت را در گذشته دايره المعاره ( دار المرز ) نيز مي ناميدند. اين شهر در قديم تنها راه ارتباطي و بازرگاني ايران از طريق بندر انزلي به اروپا به شمار مي آمد ، از زمان شاه عباس دوم تا اواخر حكومت قاجار به شهر رشت مركز تجاري بزرگي بوده است و كاروانهايي در اين شهر براي خريد ابريشم توقف مي كردند و كالاهاي خود را از اين طريق به بنادر درياي مديترانه ارسال مي داشتند. ساكنان شهرهاي اين شهرستان عمدتاً به مشاغل خدماتي ، تجاري و صنعتي مشغول هستند و شاليكاري نيز از عمده فعاليتهاي روستاييان اين خطه مي باشد. در بخش كشاورزي ، اين ناحيه از مستعدترين مناطق استان و كل كشور محسوب مي شود. شهرستان رشت با توجه به شرايط جغرافيايي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي و سياسي ـ اداري داراي ويژگيهاي مهمي است ، همانطوريكه متذكر شديم اين شهرستان به جهت موقعيت جغرافيايي ( واقع شدن در جلگه مركزي و وسعت زياد آن ، حاصلخيزي خاك و اراضي ، مهمترين منطقه توليد و كشت برنج است ) و موقعيت ارتباطي ( واقع شدن بر رسر راه تهران ، قزوين ، انزلي ، آستارا از يك سو و مسير جاده اصلي گيلان به مازندران و شرق گيلان از سوي ديگر ) و موقعيت سياسي ـ اداري ( واقع شدن شهر رشت بعنوان مركز استان گيلان در اين قسمت ) و رونق اقتصادي و گسترش شهرهاي صنعتي و ايجاد كارخانه هاي صنعتي و به تبع آن افزايش فعاليتهاي زراعي ـ تجاري داراي اهميت مي باشد در اين شهرستان بنابر اين بررسي و مطالعه فرهنگي و اجتماعي آن از ديدگاه مردم شناسي بسيار مهم و ضروري است.

جاذبه هاي گردشگري و تاريخي
عمارت كلاه فرنگي ، عمارت شهرداري ، عمارت پست ، موزه رشت ، خانه قديري ، كتابخانه ملي رشت ، خانه ابريشمي ، كليساي ارامنه ، كاروانسراي لات ، موزه ميراث روستايي گيلان ، خانه جهانگردي ، پارك قدس رشت ، بوستان ملت ، پارك دانشجو.
زيارتگاه ها و اماكن مذهبي
مقبره خواهر امام از نوادگان امام موسي كاظم (ع) ، بقعه امام زاده هاشم بن محمد از نوادگان امام علي (ع) (كيلومتر 30 جاده رشت به تهران ، مساجد صفي و حاج صمد خان ، بقاع متبركه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد عباس (ساغريسازان) ، مقبره داناي علي ( چمار سرا ) ، بقعه بي بي رقيه (علي آباد ) ، آرامگاه ميرزا كوچك خان جنگلي (سليمانداراب).